عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

61

شرف النبي ص ( فارسي )

بودندى . ( 1 ) بزرگ را به وقار حرمت داشتندى و بر كوچك رحمت كردندى . و بر كسى كه حاجتمند بودى ايثار كردندى و غريب را محافظت نمودندى . و رسول عليه السلام باصحابه پيوسته خوش خوى و گشاده ابروى بودى و ترش روئى ننمودى و درشتى نكردى ، و بانگ بر ايشان نزدى و فحش نگفتى و عيب نكردى و مدح نگفتى . و از چيزى كه موافق طبعش نبودى تغافل كردى ، و مردم را نوميد نكردى . سه خصلت از خود ترك كرده بودى : نفاق و بسيار گفتن بىفايده و آنچه به كار نيايد گفتن و كردن . و از مردم سه خصلت ترك كرده بود : كسى را ذم كردن و عيب كردن و بد گفتن و سخن نگفتى الا در چيزى كه اوميد داشتى كه در آن ثواب باشد . چون سخن گفتى همنشينان سر در پيش افكنده بودندى و استماع مىكردندى ، گوئيا كه مرغان بر سر ايشان نشسته‌اند ، يعنى حركتى نكردندى و چون رسول خاموش گشتى ايشان سخن گفتندى و در خدمت او با يك ديگر خصومت نكردندى در سخن گفتن . ( 2 ) و هر كه سخن گفتى ، گوش باز داشتندى و خاموش بودندى تا فارغ شدى و با ايشان موافقت نمودى . اگر ايشان از چيزى بخنديدندى او نيز بخنديدى و چون b 23 از چيزى تعجب نمودندى ، او نيز تعجب نمودى ، و اگر غريبى در سخن جفا كردى ، بر آن صبر كردى ، و صحابه را گفتى چون حاجتمندى را ببينيد او را عطا دهيد ، و ثنا قبول نكردى الا از كسى كه مكافات مىكردى ، و سخن كسى كه حديثى مىكردى باز نبريدى تا تمام نگفتى . و خاموشى رسول بر چهار چيز بودى : حلم و حذر و تقدير و تفكير . اما تقدير آن بودى كه به مردم يكسان نظر كردى و سخن همه شنيدى ، و تفكيرش آن بودى كه انديشه مىكردى در آنچه باقيست و آنچه فانيست ، و حذرش آن بودى كه چيزى كه نيك باشد آن را كار بندد تا صحابه اقتدا به دو كنند ، و آنچه زشت باشد ترك كند تا ياران از آن باز ايستند . و آنچه صلاح امت در آن بودى سعى بدان مىپيوستى ، و آنچه خير دنيا و آخرت ايشان در آن بودى بدان