مؤلف مجهول

78

شرح قصيده برده ( فارسي )

[ بيت 75 ] 75 أقسمت بالقمر المنشقّ إنّ له * من قلبه نسبة مبرورة القسم سوگند خوردم به ماه شكافته شده كه آن ماه را با دل او نسبتى بود . يعنى : سوگند خوردم به ماهى كه شكافته شده بود باشارهء آن حضرت ، كه آن ماه را با دل آن حضرت نسبتى بود ، و از مجمع انوار او نصيبى داشت ؛ و آن نسبت اينست كه سوگند او صدق و راست است . يعنى چون نسبت ماه منوّر به دل مطهّر آن حضرت واقع است پس سوگند من نيز بدان نسبت خواهد بود . « 37 »

--> ( 37 ) . در اين بيت ضمن ذكر شق القمر به شق صدر پيامبر نيز اشاره است . و خلاصهء آن طبق بيان مآخذ اهل سنت چنين است : جبرئيل يا ديگر فرشتگان خدا قلب پيامبر را شكافته رجس را از آن زدودند . و اين شكافتن و شستن سينه پيامبر چهار بار در طول زندگى او وقوع يافته است . متكلمان و مفسّران شيعه اين گفته را كاملا مردود دانسته آن را از مجعولات و اباطيل ميشمرند ، و عبد الجليل قزوينى متكلم بزرگ سدهء ششم در كتاب نقض در چند مورد ضمن ردّ شديد اين گفته حتى قائلين آن را بباد استهزا گرفته است ( نقض ، ص 2 و . . . . چاپ 1358 ش ) . براى اطلاع از گفته علما و مفسران شيعه در اين باب رجوع فرمائيد به تعليقات نقض ( ج 1 ، ص 6 - 12 چاپ انجمن آثار ملى ) . با اين حال جاى تعجب است از كسانى كه در دورهء ما تاريخ اسلام نوشته و شق صدر را بعنوان يكى از وقايع زندگى پيامبر نقل نموده‌اند . ( براى نمونه رجوع شود به تاريخ اسلام دكتر فياض - ص 61 - دانشگاه تهران - 1335 و تاريخ پيامبر اسلام دكتر آيتى - ص 53 - دانشگاه تهران - 1359 ) . خوانندهء تاريخ ، امروزه حد اقل انتظارى كه از يك تاريخ‌نگار معاصر دارد اينست كه تاريخ او خالى از اساطير الاولين باشد .