مؤلف مجهول
70
شرح قصيده برده ( فارسي )
و شياطين نعره مىزنند و حال آنكه نورها پهن شده بود ، و حق پيدا شده بود از معنى و از كلامها . « 33 » پنجم - آنست كه چون حضرت رسالت ظهور نمود تمام بتها كه در اطراف عالم بودند بر رو افتادند . ابليس كه رئيس شياطين است فريادى برآورد كه تمام لشكر او جمع شدند ، پس بايشان گفت كه : در عالم قضيهاى واقع است ، برويد در مشرق و مغرب و تفحّص كنيد و خبرى بتحقيق بياريد . پس شياطين در اطراف بلاد متفرّق شدند . قومى از جن حضرت رسالت را ديدند كه نماز ميگزارد و قرآن ميخواند ، چون قرآن استماع نمودند ايمان آوردند ، و بقوم خويش بازگشتند و گفتند : ما قرآنى عجيب و غريب شنيديم كه راه راست مىنمايد ، پس ما به آن ايمان آورديم ، زيرا كه در قرآن دلايل اعجاز مشاهده كرديم ، و اين قرآن دلها را زنده مىكند و به علّام الغيوب راهنمايى مىكند . و سورهء « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً » « 34 » اشاره بدين معنى است . و حقيقت حضرت محمّدى و دين او ظاهر ميشد از معنى و از كلم . يعنى انقلابات و خوارق عادات كه در مبدأ ظهور حضرت رسالت ظاهر ميشد ، دلالت ميكرد بر آنكه حضرت رسالت پيغمبر بر حق است ، و حضرت عزّت او را براستى بخلق فرستاده ، و نيز اقرار و اعتراف جنّيان و ايمان آوردن ايشان به آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - دليل است بر آنكه او نبى به حق و پيغمبر مطلق است . و مراد از كلم اقرار و اعتراف جنيان است .
--> ( 33 ) . از اينجا ببعد از نسخهء « ش » افتاده است . ( 34 ) . آيههاى 1 و 2 سورهء جن .