مؤلف مجهول
57
شرح قصيده برده ( فارسي )
[ بيت 44 ] 44 فانسب الى ذاته ما شئت من شرف * و انسب الى قدره ما شئت من عظم و نسبت كن بسوى ذات محمّد هر چه خواهى از شرف ، و نسبت كن بسوى قدر او هر چه خواهى از بزرگى . يعنى : نسبت كن با حضرت رسالت هر شرف را كه مىخواهى ، و نسبت كن با قدر محمّد هر عظمتى را كه مىتوانى . فقد وجدت مكان القول ذا سعة « 26 » * فان وجدت لسانا قائلا فقل يعنى : درين باب جاى گفتن فراخ و واسع است ، اگر زبانى گوياى فصيح دارى خوش بگوى و خويشتندارى مكن و كاهلى مورز . [ بيت 45 ] 45 فانّ فضل رسول اللّه ليس له * حدّ فيعرب عنه ناطق بفم پس بدرستى كه فضل پيغمبر خداى نيست مر او را حدّى ، كه بيان كند آن را سخنگويى به دهان « 27 » .
--> ( 26 ) . ث : « واسعة » . ( 27 ) . ش : « پس عاجز مىشود از گفتن فضل او هر گويايى به دهان » .