مؤلف مجهول
48
شرح قصيده برده ( فارسي )
نميشد ، زيرا كه كوههاى طلا را برو عرضه كردند ، و آن حضرت قبول نفرمودند و از آن ابا مىنمودند ، و نعيم آخرت را بر زخارف دنيا اختيار مىفرمودند . [ بيت 31 ] 31 و راودته الجبال الشّمّ من ذهب * عن نفسه فأراها أيّما شمم و طلب كرد و خواند او را كوههاى بلند از زر سرخ به خود ، پس آن حضرت به آنها التفات نفرمود و قبول نكرد . [ بيت 32 ] 32 و أكّدت زهده فيها ضرورته * انّ الضّرورة لا تعدو على العصم و مؤكّد گردانيد زهد او را در آن ضرورت و فقر او ، بدرستى كه ضرورت غالب نشد بر عصمت . يعنى : طلب كرد حضرت رسالت را كوههاى مرتفع بلند چه بلند كه از زر خالص بود ، پس آن حضرت بر آن كوهها استغنا نمود و قبول نكرد . و مؤكّد و قوى مىگردانيد زهد و تقواى او را فقر و اضطرار او . يعنى هر چند كه حضرت محمّد را اضطرار و فقر زيادت مىبود ، آن حضرت در زهد و تقوى زيادهتر مىافزود ، بدرستى و راستى كه ضرورت فقر در عصمت او غالب نميشد . صلّى اللّه عليه و سلّم كلّما