مؤلف مجهول

38

شرح قصيده برده ( فارسي )

پس بگردان خواهشهاى نفس را و حذر كن از آنكه او را حاكم سازى ؛ بدرستى كه هوى چون حاكم شود هلاك يا معيوب كند . يعنى : پس بگردان هواى نفس را و برحذر باش از اينكه او را حاكم « 8 » بر خويش سازى ، بدرستى كه هواى نفس هرگاه كه متولّى و حاكم شود آن كس را هلاك گرداند يا آنكه او را معيوب سازد در دنيا و آخرت ، پس اولى آن باشد كه نگذارند كه نفس مستولى و متولّى شود . [ بيت 20 ] 20 و راعها و هي في الأعمال سائمة * و ان هي استحلت المرعى فلا تسم و رعايت كن او را و حال آنكه او در عملهاى صالحه چرنده باشد ، و اگر نفس شيرين يابد چراگاه را پس او را مشغول مدار بچريدن . يعنى : نيك رعايت كن نفس خود را و از احوال او بر خبر باش ، در حالتى كه نفس تو در بساتين اعمال صالحه چرنده باشد ، و اگر نفس تو چراگاه و مرغزار اعمال را شيرين يابد و او را از آن خوش آيد پس در آن حال تو نفس خويش را باعمال بد مشغول مدار . يعنى هرگاه كه نفس تو برياضت و مجاهده مشغول گردد ، و بنور رياضت منوّر شود ، و خود را بدين معنى آراسته دارد ، ديد اعمال در او پيدا شود

--> ( 8 ) . افتادگى نسخهء « ش » تا اينجاست و ازين ببعد را دارد .