مؤلف مجهول

34

شرح قصيده برده ( فارسي )

2 [ بيم دادن از هواى نفس ] [ بيت 13 ] 13 فإنّ أمّا رتى بالسّوء ما اتّعظت * من جهلها بنذير الشّيب و الهرم پس بدرستى كه نفس من كه امركننده است ببدى ، پند و وعظ قبول نميكند از نادانى خود به بيم كنندهء پيرى و ناتوانى و سستى . يعنى : من ملامت عذّال را قبول نمىكنم ، زيرا كه نفس من امركننده است ببدى و از غايت جهل وعظ و نصيحت را از بيم كنندهء شيب و پيرى و ضعف و سستى قبول نميكند ، و حال آنكه نصيحت او بىغرض است . پس اى ملامت‌گوى نصيحت ترا كه صد شايبهء غرض داشته باشد و صد تهمت بر وى توان نهاد كى قبول خواهد كردن !