مؤلف مجهول

33

شرح قصيده برده ( فارسي )

[ بيت 12 ] 12 إنّي اتّهمت نصيح الشّيب في عذلي * و الشّيب أبعد في نصح عن التّهم بدرستى كه من تهمت زده كردم ملامت گوى پيرى را در ملامت خود ، و حال آنكه پيرى دورترست در نصيحت كردن از تهمت . يعنى : بدرستى كه من تهمت كرده‌ام نصيحت كنندهء پيرى را در ملامت خويش ، و حال آنكه پيرى در نصيحت كردن دورترست از تهمت . يعنى پيرى مرا عارض شده است و به زبان حال مرا ملامت مىكند و من او را تهمت مىنهم به آنكه تو بر من حسد مىبرى و طمع در كار من كرده‌اى ، با وجود آنكه پيرى را به آن هيچ نسبتى نيست كه تهمتى بر آن توان نهاد . پس ترا اى ملامت كنندهء من كه قابل حسد و طمعى و محلّ هزار حسد ، بر تو تهمت خواهم نهاد ، برو و ترك ملامت و نصيحت من گير و مرا با عشق من بگذار .