مؤلف مجهول

118

شرح قصيده برده ( فارسي )

يعنى : پريده است دلهاى دشمنان دين از بطش و قهر لشكر اسلام ، از جهت ترسى كه در دلهاى كافران راه يافته بود ، پس كافران از ترس و بيم ميان بهايم كه قوّت و استطاعت حرب ندارند و ميان بهادران و جنگجويان فرق نمىتوانستند نهاد . يعنى كافران از لشكر اسلام چنان ترسيده بودند كه هر سياهى و چهارپايى كه مىديدند مىترسيدند ، و مىپنداشتند كه شجاعى و پهلوانى است از لشكر اسلام . بهم جمع بهمة است و بهمة بچهء بز است ، و بهم جمع بهمة است و بهمة مرد شجاع است . [ بيت 135 ] 135 و من تكن برسول اللّه نصرته * ان تلقه الاسد في آجامها تجم و هر كس كه باشد بسبب رسول خداى نصرت او ، اگر ملاقى شود او را شيران در بيشه‌هاى خود فرونشينند از ترس . [ بيت 136 ] 136 و لن ترى من وليّ غير منتصر * به و لا من عدوّ غير منقصم پس هرگز نبينى ولىيى كه نصرت نيافته باشد بسبب پيغمبر ، و نه دشمنى كه منكسر و مغلوب و شكسته نباشد . يعنى : هيچ غريب و عجيب نيست اگر كفّار از بهادران و