مؤلف مجهول
117
شرح قصيده برده ( فارسي )
گوييا ايشان در پشتهاى اسب گياه و درخت ببستهاند ، از سختى قوّت و حزم خود نه از سختى تنگ « 64 » زين . يعنى : بطريق هديه مىآورد بسوى تو بادهاى نصرت و فتح و ظفر بوى خوش ايشان را ، پس مىپندارى تو كه هر شجاعى و دليرى كه از لشكر اسلام در زير سلاح خويش پنهان است شكوفه ايست كه در پردهء غلاف خود پنهان باشد . و گويى كه پهلوانان لشكر اسلام بر پشتهاى اسب خود چون درختهاست كه بر زمين رسته باشد . و اين مشابهت ايشان بدرختان بقوّهء ضبط و استعداد و مردانگى و فرزانگى ايشان است در سوارى و حرب و جنگ ، كه بهر بادى و صيحهاى از جاى خود نمىروند ، نه از جهت محكم گردانيدن زينها كه بر پشت اسب است به تنگهاى قوى . يعنى : بهادران لشكر اسلام را اعتماد بر شجاعت نفس و ضبط و تدبير و استعداد و قوهء بازوى خود بود ، نه بر قوّهء محكمى تنگ و زين كه بر پشت اسبهاى ايشان بود . [ بيت 134 ] 134 طارت قلوب العدى من بأسهم فرقا * فما تفرّق بين البهم و البهم بپريد دلهاى دشمنان از بهر ايشان از ترس ، پس فرق نمىكردند ميان بهايم و دليران .
--> ( 64 ) . در برهان قاطع ضمن معانى تنگ گفته : « نوارى كه بر زين اسب مضبوط كنند » .