قاضى ابرقوه

601

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

فإنّك من حاربته لمحارب [ 1 ] * شقيٌّ و من سالمته [ 2 ] لسعيد و لكن إذا ذكّرت بدرا و أهله * تأوّب مابى [ 3 ] حسرة و قعود و جماعتى ديگر بودند از بنى مخزوم كه سيّد ، عليه السّلام ، ايشان را بىفدا خلاص داد ، و نام ايشان در سيرت مذكور است [ 4 ] . حكايت عمير بن وهب كه قصد هلاك پيغمبر عليه السّلام كرد محمّد بن إسحاق گويد ، رحمة اللّه عليه ، كه : عمير بن وهب از قبيلهء بنى جمح بود ، و روزى با صفوان بن أميّه در حجر خانهء كعبه نشسته بودند ، بعد از چند روز كه واقعهء [ بدر [ 5 ] ] بر قريش افتاده بود ، و حكايت آن واقعه همىكردند و مصيبتهاى آن باز ياد خود همىآوردند و تحسّر بران همىخوردند . صفوان بن أميّه گفت : اى عمير ، ما را بعد از وفات چنان عزيزان چه عيش و لذّت در زندگانى دنيا باز ماند يا چه خير و فايده‌اى بود [ ما را [ 5 ] ] ، به مردن از چنين زندگانى بهتر بود و نابودن ما از چنين [ 6 ] چيزها خوشتر ، و غرض صفوان از اين سخن تحريض و تهييج عمير بن وهب بود ، از براى آنكه عمير شيطانى بود از شياطين قريش ، و پيوسته در ايذاى پيغمبر [ 7 ] ، عليه السّلام ، * و آن صحابهء وى كوشيدى

--> [ ( 1 - ) ] در اصل : و انك من حاربت بمحارب . [ ( 2 - ) ] در اصل : سد كه . [ ( 3 - ) ] در اصل : تأوب به . [ ( 4 - ) ] متن عربى ج 2 ص 314 و 315 . [ ( 5 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 6 - ) ] ط و پا : از ديدن چنين چيزها . [ ( 7 - ) ] در اصل : بخلاف روا و ط و پا : ايذاء فر پيغمبر .