ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
94
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) رفتن من دچار شرّى شدهاند ، سپس بجنگ اوسيان آمد و پس از جنگ سختى كه با آنها كرد قدرى سنگ بسوى آنها پرتاب كرده بجاى خويش بازگشت . ابو سفيان و پرچمداران قريش : در ميان قريش قبيلهء بنى عبد الدار منصب پرچمدارى قريش را در جنگها به عهده داشتند از اين رو ابو سفيان براى آنكه آنها را بسر غيرت آورد در آن روز بنزد ايشان آمده گفت : اى پسران عبد الدار شما بوديد كه با هزيمت خود در جنگ بدر پرچم جنگ را سرنگون كرديد و باعث آن شكست ننگين شديد ، و اين را بدانيد كه هر بلائى بسر سپاه و لشگرى ميرسد از جانب پرچم آنها است زيرا تا پرچم بر پا است افراد آن سپاه نيز پابرجا هستند ، اكنون اگر شما نمىتوانيد آن را سر پا نگهداشته و حفظ كنيد ، نگهدارى آن را بما واگذار كنيد ! بنو عبد الدار از اين سخنان بغيرت آمده بابو سفيان گفتند : ما پرچم را به تو واگذاريم ؟ ( هرگز ) و هنگام جنگ و برخورد با دشمن خواهى ديد چگونه ما از آن دفاع خواهيم كرد . ابو سفيان نيز كه منظورى جز تحريك و تشجيع آنان نداشت بدين وسيله به مقصود خود رسيد . زنان قريش مردانشان را بجنگ تحريك ميكنند : قدرى كه از روز بالا آمد و طرفين قدم بميدان جنگ گذارده و به يكديگر حمله كردند هند زن ابو سفيان با زنان ديگرى كه در سپاه قريش بودند دفها را بدست گرفته و آنها را بصدا درآوردند و هند براى تشويق آنها بجنگ در پشت سرشان اين اشعار را ميخواند : ويها بنى عبد الدار * ويها حماة الادبار ضربا بكل بتّار [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] به پيش ! اى فرزندان عبد الدار ، و اى حمايت كشان آيندگان ، بهر حربهء برندهء كه داريد .