ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

51

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) فراهم سازد و فورا او را بمدينه بفرستد ، و ابو العاص نيز انجام اين كار را به عهده گرفته به مكه آمد . حركت زينب دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بسوى مدينه : بدنبال رفتن ابو العاص رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دو نفر را كه يكى از آنها زيد بن حارثه و ديگرى شخصى از انصار بود بسوى مكه فرستاد و به آنها دستور داد تا درهء « يأجج » [ ( 1 ) ] بروند و در آنجا منتظر آمدن زينب باشند و چون او آمد بهمراه او بمدينه بيايند - و اين جريان تقريبا يك ماه پس از جنگ بدر بود . ابو العاص به مكه آمد و طبق قراردادى كه با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله داشت بزينب دستور داد تا خود را براى رفتن بمدينه آماده كند . زينب مشغول تهيهء مقدمات سفر شد ، هند دختر عتبة ( همسر ابو سفيان ) از جريان مطلع شده بنزد زينب آمد و به او گفت : شنيده‌ام مىخواهى بنزد پدرت به روى ؟ زينب ( كه مىترسيد با انتشار اين مطلب مشركين مانع حركت او شوند ) منكر شده اظهار داشت : نه ، چنين قصدى ندارم . هند گفت : دختر عمو ! سفرت را از من پنهان مكن و اگر بپولى يا اثاثى هم در راه محتاج هستى هم اكنون به من بگو تا به تو بدهم ، زيرا زنان در مسافرت احتياجاتى دارند كه خوش ندارند بمردشان اظهار كنند ! زينب گويد : با اينكه هند در اداى اين جملات لحن دوستانهء داشت و صورت محبت آميزى به خود گرفته بود و من باور كرده بودم كه او براستى مىخواهد به من كمكى بكند ولى با اين حال ترسيدم حقيقت را به او بگويم و منكر شدم . اطلاع قريش و ممانعت ايشان از حركت زينب : چون زينب مقدمات سفر خود را تهيه كرد و آمادهء حركت شد ، كنانة بن ربيع برادر شوهرش شترى آورد و او را بر شتر سوار كرده و تير و كمان خود را برداشت و زينب را كه در ميان هودجى قرار داشت در وسط روز از مكه

--> [ ( 1 ) ] هشت ميلى مكه .