ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

40

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نبود ما نيز مانند شما بميدان آمده هم جنگ ميكرديم و هم غنيمت بدست مىآورديم ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ( كه چنان ديد ) دستور داد موقتا تمامى آنها يك جا جمع شود و همه را بدست شخصى از انصار بنام عبد اللّه بن كعب سپرد تا بعدا براى تقسيم آن تصميم بگيرد ، و چون به طرف مدينه حركت كردند در جائى بنام « سير » كه ميان منزل « الصفراء » و « نازيه » قرار داشت آيهء انفال بر آن حضرت نازل شد و اختيار تقسيم آن بدست رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سپرده شد و آن حضرت نيز همه را بالسوية ميان مسلمانان تقسيم كرد . مالك بن ربيعة گويد : من در آن جنگ شمشير بنى عائذ مخزومى را كه نامش « مرزبان » بود هنگام جمع آورى غنائم بدست آورده بودم و چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داد غنائم همه در يك جا جمع شود تا تكليف آنها روشن گردد من آن شمشير را آورده و در ميان غنائم ديگر انداختم ، ارقم بن ابى ارقم كه آن شمشير را ديد شناخت و ( هنگام تقسيم غنائم ) بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده خواهش كرد كه آن شمشير را به او بدهد ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز اخلاقش چنان بود كه هر كس چيزى را از او تقاضا ميكرد به او ميداد ، پس آن شمشير را بأرقم عطا فرمود . اطلاع مردم مدينه از پيروزى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پس از اينكه جنگ بدر بپايان رسيد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دو نفر را بنامهاى عبد اللّه بن رواحة ، و زيد بن حارثة مأمور كرد تا بمدينه بروند و اولى در قسمت بالاى شهر مدينه و دومى در قسمت پائين مردم آن شهر را از پيروزى لشگر اسلام با خبر سازند . اسامة فرزند زيد بن حارثة ميگويد : هنگامى كه مسلمانان به طرف بدر ميرفتند رقيه دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مريض و بسترى بود و از اين رو عثمان شوهرش اجازه گرفت براى پرستارى او در مدينه بماند و مرا هم حضرت اجازه دادند تا براى كمك بعثمان در شهر بمانم .