هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
91
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
اهل نجد روانه كنى تا آنان را به اسلام دعوت كنند اميد دارم كه دعوتت را بپذيرند . پيامبر درخواست او را قبول نكرد زيرا مىترسيد همانگونه كه هذيل به گروه اعزامى وى خيانت كردند ، نسبت به كسان ديگرى نيز كه فرستاده شوند خيانت شود . ( 1 ) ابو براء ملاعب الاسنه ، بر روانه كردن هيئت تبليغى پافشارى نمود و آنان را تحت حمايت خود قرارداد و نسبت به يارى ايشان در صورت پيشامد خطر تعهد سپرد . آنگونه كه روايتگران مىگويند وى در ميان قوم خويش محترم بود و كسى كه او پناهش مىداد از دشمنى هيچ كس ترس نداشت . پيامبر ( ص ) در اين هنگام درخواست او را پذيرفت و چهل مرد ، و بنا به روايت طبرى از انس بن مالك هفتاد تن ، از بهترين مسلمانان را به همراه او روانه نمود و منذر بن عمرو را بفرماندهى آنان گماشت . آنان رفتند تا در كنار چاه معونه كه جائى ميان بنى سليم و بنى عامر بود فرود آمدند . ( 2 ) آنچنان كه در كتابهاى سيره آمده است ، پيامبر به همراه آنان نامهاى به عامر بن طفيل فرستاد . گروه اعزامى ، نامه را همراه حرام بن ملحان يكى از مسلمانان به نزد عامر بن طفيل فرستادند . چون نامه به وى رسيد ، بىآنكه به آن نگاه كند دستور كشتن فرستاده را داد و بنى عامر را به پيكار با مسلمانان فراخواند . بنى عامر نپذيرفتند و گفتند ابو براء به آنان پناه داده و ما تعهد ابو براء را نمىشكنيم . عامر بن طفيل از قبايل بنى سلم ، كه عصيه و رعل و ذكوان بودند براى پيكار با مسلمانان يارى خواست . آنان پذيرفتند و غافلگيرانه به سوى مسلمانان تاخته از هر سو آنان را در ميان گرفتند . مسلمانان جانبازانه از خويش دفاع كردند و تا آخرين نفر كشته شدند . جز كعب بن زيد از بنى نجار كه مجروح شده و در ميان كشتگان افتاده بود . وى مخفيانه از ميان كشتگان بيرون آمد و به مدينه بازگشت و زنده بود تا در جنگ خندق در كنار مسلمانان به شهادت رسيد . ( 3 ) عمرو بن اميه ضمرى و مردى از انصار از بنى عوف سرگرم چراندن شتران مسلمانان بودند و از آنچه بر سر يارانشان رفته بود آگاهى نداشتند ،