هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
84
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
خوار نشدنى كج شده است . با خود گفتم واى بر ابن حرب اگر هنگامى كه صحرا از سپاهيان مىجوشد با شما برخورد كند . من به بزرگان ، به هر خردمند و صاحب عقلشان آشكارا پند مىدهم از سپاه احمد كه رزمندگانش زبون نيستند بپرهيزند ، و آنچه بيم دادم سخن بىاعتبارى نيست » . ( 1 ) در روايت ديگرى آمده است كه صفوان بن اميه قريش را از بازگشت به مدينه بازداشت . وى به آنان گفت : مسلمانان اكنون خشمگينند و مىترسم پيكار آنان جز آن باشد كه ديديد . از اينرو مشركان بازگشتند و به مكه روى آوردند . پيامبر كه در حمراء الاسد بود هنگامى كه شنيد آنان آهنگ بازگشت نمودهاند فرمود : سوگند به آنكه جانم بدست اوست اگر به مدينه حمله برند چنان بر سرشان سنگ خواهم ريخت كه ديگر برايشان بازگشتن در كار نباشد . ( 2 ) پيامبر هنگامى كه خبردار شد آنان از برگشتن به مدينه منصرف شدهاند ، به سوى مدينه بازگشت . اعتماد به نفس به مسلمانان بازگشته ، موقعيتشان را كه در احد به خطر افتاده بود دوباره بدست آوردند . با اينهمه منافقان و يهود خنده كنان سرهاى خود را بالا برده مىكوشيدند مسلمانان را نسبت به پيامبرى محمد ( ص ) به ترديد اندازند . مىگفتند محمد جز فردى قدرت طلب نيست ، اگر پيامبر بود دچار چنين شكستى نمىشد . هيچ پيامبرى خود و يارانش دچار چنين صدماتى نگشتهاند . ديگر بار مىگفتند : اگر جنگ بدر نشانهاى خدائى بر پيامبرى محمد بوده است ، جنگ احد چه مىتواند باشد و بر چه دلالت مىكند ؟ پيامبر ( ص ) سختى شرايط و حساسيت آن را دريافت . نه تنها در مدينه بلكه نزد قبايل ديگر عرب نيز مسأله همين گونه بود . همان قدر كه نتايج جنگ بدر آنان را به وحشت افكند ، جنگ احد اطمينان و آرامش را به آنان بازگردانده باعث شد كه به مقابله با مسلمانان و حتى يورش به درون مدينه تشويق شوند . از اينرو