هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
81
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
شده باشد به آنجا بازگردند و در داخل مدينه ضربهاى به مسلمانان وارد كنند كه ديگر پس از آن نتوانند سرپا بايستند . و براى اين منظور معاويه را روانه كردند تا از راه خويشاوند نزديكى كه در مدينه دارد از اوضاع براى آنان خبر بگيرد و با اطلاعات بدست آمده به نزد آنان بازگردد . ولى خداوند سبحان پيامبرش را از محل وى و هدفى كه به خاطر آن به مدينه آمده بود آگاه ساخت و آن حضرت در پى وى فرستاد و او را سه روز مهلت داد ، ولى او رفتنش را تا روز چهارم به تأخير انداخت و در حالى كه مىكوشيد مأموريتش را انجام دهد پيامبر كسانى را براى كشتنش روانه كرد . ( 1 ) چيزى كه اين برداشت را تأييد مىكند اين ستكه پيامبر ( ص ) در بامداد همان روز به عنوان اينكه مىخواهد به تعقيب مشركان بپردازد مسلمانان را به حركت به سوى حمراء الاسود فرمان داد ، تا به گونهاى نيرومند نشان دهد شكستى كه منافقان از آن شادمان شده و انديشيده بودند سبب ناچيز گرفتن پيامبر و اصحابش از سوى اعراب و عقوبت آنان خواهد شد ، تأثيرى در پيامبر و يارانش نداشته است . اين از جملهء نكاتى بود كه پيامبر را برانگيخت در روز دوم و سوم به همراه مسلمانان به تعقيب قريش برود ، تا به صورت يك طرف شكست خورده و خوار شده پديدار نشود ، روحيه و كرامت مسلمانان را حفظ كند و راه بر سرزنشهاى منافقان و يهود بربندد . اين نكته را طبرى نيز تأييد نموده مىگويد : پيامبر براى ترساندن دشمن از مدينه بيرون آمد تا به آنان برسد كه پيامبر در تعقيب ايشان برآمده و بدانند ضربهاى كه به مسلمانان وارد آمده آنان را گرفتار نساخته و روحيهء ايشان را تضعيف نكرده است .