هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
65
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
بن عفان داماد پيامبر و شوهر دختر آن حضرت كه نخستين كسى بود كه از كنار آن حضرت گريخت و فاصله بسيارى كه ميان آن دو وجود داشته و پيامبر به آن توجه نمود . ولى فلان اول و دوم نيز در ميان محدثان مشهورند و تعبير كردن از آنان به اين گونه نيز ميان محدثان شناخته شده و مأنوس است ، و گمان نمىكنم كسى در اينكه آن دو چه كسانى هستند ترديد كند . ( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مىگويد : راوى مىبايستى فلان و فلان را نام مىبرد تا گمانها به سوى امور شبههانگيز نرود ، و امانت محدث اقتضا مىكند كه حديث را به درستى ذكر كند و چيزى از آن را پنهان ننمايد . پس چگونه است كه نام اين دو مرد را پنهان داشته است . « 1 » ( 2 ) در كتابهاى سيره آمده است كه حنظلة بن ابى عامر با جميله دختر عبد الله بن ابى بن سلول ازدواج نموده و در شبى كه فرداى آن جنگ احد برپا گشت با وى زفاف داشت . او از پيامبر اجازه خواسته بود شب را نزد همسرش بسر برد ، و پيامبر به وى اجازه داده بود . چون نماز صبح را به همراه جميله در بامداد با پيامبر بجا آورد ، به نزد جميله بازگشت و با وى خفت ، و صبح شتابان و بىآنكه غسل جنابت انجام دهد بسوى پيامبر رفت ، پيش از بيرون رفتن جميله چهار بار از او شهادت خواست كه با وى آميزش نموده است . بعدها از جميله پرسيدند چرا از حنظله شهادت خواستى ؟ گفت : در خواب ديدم كه گوئى آسمان شكافته شد و حنظله وارد آن شد و سپس در پشت سر وى بسته شد ، از اينرو دانستم وى كشته مىشود . و پس از اين واقعه ،
--> ( 1 ) - آشكار است كه اين دو مرد از اصحاب سرشناس و از همراهان پيامبر بودهاند كه در احد به پيكار برنخاستهاند و با نخستين فراريان و كسانى همراه بودند كه آرزو مىكردند ابن ابى سلول در نزد ابو سفيان از آنان شفاعت كند . اگر آن دو تن هنگامى كه راوى اين حديث را روايت نموده داراى مقام و پيروان و نفوذ نبودند و راوى از خود يا وابستگان آن دو نمىترسيد ، نام آن دو را با صراحت مىبرد . به شرح نهج البلاغه ج 3 چاپ مصر ، بخش جنگ احد مراجعه شود .