هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
407
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
در بيرون حجاز بسر مىبردند ، فضا را براى فتنهء خويش مناسب مىيافتند . ديگر اينكه چرا ابو بكر و عمر را آنگونه كه از كتب سيره و حديث آشكار است در آن سپاه قرار داد و بر شركت ايشان در آن پافشارى داشت و على را در مدينه باقى گذارد ؟ با توجه به اينكه زندگى آن دو با پيامبر در جنگها و لشكركشىهاى آن حضرت به قهرمانى و جنگاورى ايشان گواهى نمىدهد و آنان در ساعات سخت هيچ سودى نداشتند ، در حالى كه كليد پيروزى و فتح پس از شخص پيامبر در همهء جنگها و لشكركشيها بدست على بود . از چه رو براى فرماندهى اين سپاه اسامة بن زيد را تعين نمود ؟ در حالى كه در ميان مسلمانان فرماندهان لايقى وجود داشتند كه ميدانها ديده و آن را با خردمندى و پايدارى اداره نموده و با پيروزى و سربلندى از آن بيرون آمده بودند . ( 1 ) اين پرسشها در ذهن بسيارى از پژوهشگران رخنه كرده و گاهى برخى از نويسندگان قديم به آنها پرداختهاند . آنچنان كه از شرح نهج البلاغه ( ج 4 ، ص 172 ) برمىآيد ، قاضى القضاة عبد الجبار معتزلى تفسير شيعه را در مورد پافشارى پيامبر ( ص ) بر پيوستن ابو بكر و عمر به سپاه مورد توجه قرار داده و مىگويد : برخى گفتهاند كه پيامبر اين گروه را در سپاه اسامه قرار داده است تا پس از وفاتش از مدينه دور باشند و از جانب ايشان هجومى به سوى امامت انجام نگيرد ، و از آن رو امير المؤمنين را در آن سپاه قرار نداد و ابو بكر و عمر بن خطاب و برخى ديگر را در آن قرار داد تا كار خلافت بدون رقيب براى او به انجام برسد . آنگاه طبق عادت خود در دفاع از شبهات و اتهاماتى كه در اطراف خلفا وجود دارد به اين نظر پاسخ گفته و منكر شده است كه ابو بكر از كسانى بوده كه پيامبر بر پيوستن ايشان به سپاه پافشارى داشته است . درحالىكه همهء نصوص بر اينكه او يكى از آنان بوده تصريح و تأكيد دارند . ( 2 ) اما اينكه چرا اسامة بن زيد را به فرماندهى سپاه برگزيد ؟ علاوه بر لياقت وى كه او را براى اين كار شايسته مىنمود ، پيامبر مىخواست بدين وسيله