هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
392
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
پرداخت ، و دست على ( ع ) را گرفت و فرمود : آيا من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم ؟ گفتند چرا اى رسول خدا . فرمود : « پس هر كه من مولاى اويم على نيز مولاى اوست . خدايا هر كه را با او دوستى كند دوست بدار و هر كه را با او دشمنى ورزد دشمن بدار . » سپس فرمود : « اى مردم من پيشرو شمايم و شما در كنار حوض بر من وارد مىشويد و من در آن هنگام دربارهء ثقلين از شما پرسش مىكنم . پس بنگريد پس از من با آنها چگونه رفتار مىكنيد » . گفتند : اى رسول خدا ثقلين چيستند ؟ فرمود : « ثقل اكبر كتاب خداست ، پس به آن چنگ بزنيد و گمراه نشويد و دگرگون نسازيد . و ديگرى خاندان من اهل بيتم مىباشند » . ( 1 ) در روايت مفيد در ارشاد و حاكم در مستدرك و حلبى در سيره و نسائى در سننش آمده است كه پيامبر فرمود : « كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى ابدا فانظروا كيف تخلفونى فيهما فانّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض » ( كتاب خدا و خاندان من اهل بيتم ، تا هنگامى كه به آن دو چنگ بزنيد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد . پس بنگريد بعد از من چگونه با آنها رفتار مىكنيد ، زيرا آن دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند . ) نويسندهء سيره حلبيه حديث غدير را بطور كامل در سيرهء خود آورده و پس از آن گفته است : اين از احاديث صحيح است و سخن كسانى كه در صحت آن خدشه كردهاند ، مانند ابو داود و ابو حاتم رازى ، اعتبارى ندارد . ( 2 ) مفيد در ارشاد روايت نموده كه پيامبر ( ص ) پس از به پايان بردن خطبهاش ، خيمهء مجزّائى براى على ( ع ) قرار داد و به مسلمانان فرمان داد كه گروه گروه به آن وارد شوند و بر او به فرمانروائى مسلمانان سلام گويند . مردم نيز همگى چنان كردند و فرمود زنان خودش و ديگر زنان مؤمنان كه همراهش بودند نيز همين كار را انجام دهند . عمر بن خطاب آن روز گفت : بخّ بخّ لك يا على اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة ( اى