هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
358
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) سپس آنگونه كه در سيرهء ابن هشام و كتب ديگر آمده است موارد وجوب زكات و مقدار آن را در محصولات زمين ، شتر ، گاو و گوسفند بيان فرمود . و ادامه داد : « اين فريضهاى است از واجبات خداوند كه بر بندگانش مقرر فرموده است . هر كه آن را ادا كند و مسلمانان را در برابر مشركان پشتيبانى نمايد از مؤمنان است ، از همهء حقوق ايشان برخوردار و به همهء تكاليف ايشان موظف است . هر كه بر يهوديت و نصرانيت باقى باشد از آن دين بيرون برده نمىشود ، ولى بايد جزيه بپردازد . خواه مرد باشد يا زن ، آزاد باشد يا بنده : هر كس يك دينار ، يا برابر بهاى آن از جامهء يمنى . و هر كه از پرداختن آن خوددارى كند دشمن خدا و رسول اوست . » ( 2 ) آنگاه معاذ بن جبل و عبد الله بن زيد و مالك بن عباده و عقبة بن نمر و مالك بن مره را به سوى ايشان گسيل داشت . و به زرعة بن ذى يزن نگاشت كه آنچه صدقه و جزيه در نزد ايشان است گردآورند و به فرستادگان وى كه معاذ بن جبل رئيسشان است بپردازند . و افزود : « فرستادهء تو مالك بن مرّه براى من حكايت نمود كه تو در اسلام آوردن از قوم حمير پيشى جسته و مشركان را كشتهاى . پس مژدهء نيكو براى تو . من تو را بر حمير امير مىكنم كه به نيكوكارى رفتار كنيد ، خيانت نكنيد و از يارى يكديگر دست برنداريد . زيرا پيامبر خدا ، سرپرست توانگر و درويش شماست . صدقه به محمد و اهل بيتش نمىرسد ، بلكه براى مسلمانان تهيدست و درراهماندگان است . » و او را به نيكوكارى سفارش فرمود . ( 3 ) هيئتهاى عرب از همه سو پىدرپى به نزد پيامبر شرفياب مىشدند تا به اسلام بگروند . پيامبر همهء هيئتها را استقبال مىنمود و به ايشان خوش آمد مىگفت . يا خود اسلام را به ايشان مىآموخت و يا يكى از اصحابش را مأمور اين كار مىنمود ، و براى ايشان نامههائى مىنگاشت كه بيشتر احكام اسلام را در برداشت . همچنانكه براى عمرو بن حزم چنين شد آنگاه كه او را به همراه هيئت بنى حارث بن كعب روانه نمود ، يا براى معاذ بن جبل و ديگر كسانى