هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
346
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
كار تشريع احكام نيز دخالت مىنموده است . همانگونه كه به پندار ايشان وى در نماز بر عبد الله بن أبى و حجاب زنان و مسائل مربوط به زنان پيامبر و داستان اذان كه ما در فصلهاى پيش يادآور شديم دخالت نموده است . و نمونههاى ديگرى كه كتابهاى تاريخ و سيره در اين باره آوردهاند . اگر درست باشد كه او مىخواسته پيامبر را از نماز بر عبد الله بن أبى بازدارد و جامهء او را مىكشيده تا آن حضرت را از اين كار بازدارد ، اين كار دليل بر رفتار نادرست و عدم اطمينان او به درستى رفتار و كارهاى پيامبر بوده است . در حالى كه خداوند سبحان مىفرمايد : « او از روى هوس سخن نمىگويد . جز وحى كه به او الهام شده چيزى نيست » ( نجم 4 و 3 ) پس كسانى كه به عمر نسبت دادهاند وى با پيامبر مخالفت مىكرد و در برخى از امور مربوط به تشريع احكام اظهار نظر مىكرده است ، بىآنكه خود بخواهند به او صدمه زدهاند . ( 1 ) اسلام آوردن عمرو بن معديكرب زبيدى در ارشاد شيخ مفيد آمده است كه چون پيامبر ( ص ) از تبوك بازگشت ، عمرو بن معديكرب به نزد آن حضرت شرفياب شد . پيامبر به او فرمود : اى عمرو اسلام بياور تا خداوند ترا از بزرگترين وحشت در امان بدارد . گفت : اى محمد ، وحشت و هراس بزرگ چيست ؟ زيرا من از چيزى وحشت نمىكنم . فرمود : « اى عمرو آن حادثه آنچنان كه تو مىپندارى نيست . يكباره بانگى بر مردم زده خواهد شد كه هيچ مردهاى نيست مگر آنكه برمىخيزد و هيچ زندهاى نيست مگر آنكه مىميرد ، جز آن كس كه خدا بخواهد . سپس بانگ ديگرى زده خواهد شد كه هر كه مرده برخواهد خاست . و همگى مدهوش خواهند شد . آسمان شكافته مىشود ، زمين به سختى فرو كوفته مىشود ، كوهها به رو در مىافتند و آتش با شعلههائى همچون كوهها به آسمان پرتاب مىشود . اى عمرو تو با چنين وضعى چگونه خواهى بود » ؟ گفت : من امروز خبر بسيار بزرگى مىشنوم ،