هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

305

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

پراكنده و روزگارشان را دگرگون ساخته » . ( 1 ) عقل نمىپذيرد كه مهر پيامبر بر ايشان تنگ گردد ولى بر ابو سفيان و همسرش هند ، و بر قريش كه از به كار بردن هيچ‌يك از وسائل زور عليه او خوددارى نكردند ، و بر دهها تن از غير قريش در اينجا و آنجا گسترده شود . ناچار اين مهربانى هوازن را نيز كه نزد او آمده فرمانبردارى خويش را اعلان كرده درخواست گذشت داشتند در برمىگيرد . بويژه كه بنى سعد كه پيامبر ( ص ) بيش از چهار سال در ميان ايشان زيسته و نزد همگى ايشان محبوب بوده در ميان آنان بودند . او كسى بود كه به نيكى بر مىانگيخت و نيكى را پاداش مىداد و اين بخشى از رسالت او بود . ( 2 ) آيا ممكن بود پيامبر ( ص ) آن نيكىها را فراموش كند ، در حالى كه همين روزهاى گذشته شيما خواهر شيرى وى به نزدش آمده و آن حضرت ردايش را براى او گسترده و او را بر آن نشانده با بخشش خود بىنيازش ساخته بود ؟ قدرشناسى از برجسته‌ترين ويژگيهاى او و گذشت به هنگام پيروزى از محبوبترين كارها نزد او بود . از اينرو به ايشان فرمود : زنان و فرزندانتان در نزد شما محبوبترند يا اموالتان ؟ گفتند : اى رسول خدا آيا ما را ميان اموال و خانواده مختار كرده‌اى ؟ ما هيچ چيز را بر زنان و فرزندانمان ترجيح نمىدهيم . پيامبر به ايشان فرمود : آنچه سهم من و بنى عبد المطلب است از آن شما . هنگامى كه من نماز ظهر را گزاردم در ميان مسلمانان برخيزيد و بگوئيد ما مسلمانان را پيش پيامبر و پيامبر را نزد مسلمانان واسطه قرار مىدهيم كه زنان و فرزندان ما را به ما بازگردانند . ( 3 ) چون پيامبر نماز ظهر را به پايان رساند ، هوازن آنچه را كه پيامبر فرموده بود انجام دادند ، پيامبر به سخنرانى برخاست و از جمله فرمود : اين برادران شما توبه‌كنان آمده‌اند و مايلند اسيرانشان را به آنان بازگردانيد . آنگاه رو به هوازن كرده فرمود : آنچه از آن من و بنى عبد المطلب است از آن شما باشد . مهاجران نيز برخاسته گفتند : آنچه سهم ماست نيز از آن پيامبر است ، و انصار نيز چنين كردند .