هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

297

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

حارث و نوفل بن حارث و عتبه و معتب دو پسر ابو لهب و فضل بن عباس و عبد الله بن زبير بن عبد المطلب . و افزوده است كه گفته‌اند ايمن بن ام ايمن نيز همراه ايشان بوده است . ( 1 ) در هر حال نويسندگان سيرهء پيامبر بر اينكه على و بيشتر بنى هاشم همراه پيامبر پايدارى كردند همداستانند . برخى از روايات نادر نيز تصريح مىكنند كه ابو بكر و عمر نيز در كنار پيامبر ماندند ولى گذشتهء آن دو در جنگهاى پيامبر با مشركان نشان مىدهد كه آنها اهل پايدارى در سختيها نبوده‌اند و در بيشتر جنگها و غزوه‌هاى پيامبر در زمرهء پيكار كنندگان از آن دو يادى نشده است . در جنگ احد نيز چنان كه در جايش يادآور شديم از نخستين گريزندگان بودند . ( 2 ) سيره‌نويسان اتفاق دارند گروهى كه در مكه تظاهر به اسلام آوردن كردند در اين موقعيت به بدگوئى از پيامبر و مسلمانان پرداخته ، پرده از باطن خود برداشتند . ( 3 ) طبرى در تاريخش و ابن هشام در سيره‌اش و شيخ حسين ديار بكرى در تاريخ الخميس و ديگران گفته‌اند هنگامى كه مسلمانان پا به گريز نهادند و ناخالصانى كه از مكه همراه پيامبر آمده بودند اين صحنه را ديدند ، ابو سفيان بن حرب كه هنوز چوبهاى ازلام در تيردانش بود گفت : فرار اينان تا كنار دريا ادامه مىيابد ، و از شكست مسلمانان شادمان بود . شيبة بن طلحه نيز گفت : امروز من انتقام خود را از محمد مىگيرم ، و پيش آمد تا او را بكشد ولى على و ديگر بنى هاشم را ديد كه آن حضرت را از هر سو احاطه كرده از وى دفاع مىكنند . ( 4 ) در روايت طبرى از شيبه نقل شده است كه چيزى كه او را از پيامبر بازداشت حالتى بود كه او را گرفته و به او توان انجام آن كار را نمىداد ، و دانست كه او را از پيامبر بازداشته‌اند . اين برخورد با توجه به اين بود كه پيامبر ديروز در مكه ايشان را گرامى داشته كليد كعبه را به آنان بازگردانده بود . همچنين كلدة بن حسل برادر مادرى صفوان بن اميه گفت :