هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

285

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

مرگ شماست . انصار در اين هنگام اطمينان يافتند كه پيامبر هيچ كس را بر آنان ترجيح نمىدهد . ( 1 ) پيامبر ( ص ) به مسجد بازگشت . مردم مكه گرد او جمع شده از مرد و زن با او بر پذيرش اسلام بيعت مىكردند ، بجز افراد اندكى كه از ترس كشته شدن از مكه بيرون رفته بودند . مردان بر اساس گواهى به اينكه خدائى جز الله نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست و اينكه شنوا و فرمانبردار خدا و رسولش باشند بيعت مىكردند . ايشان گروه گروه به او روى آورده در بيعت با وى و ورود به اسلام بر هم پيشى مىگرفتند . مردى نزد رسول خدا آمد تا با او بيعت كند ، ولى ترس و لرزه اندام او را گرفته بود . پيامبر با لطف و مهربانى به او نگاه كرده و فرمود : بر خود آسان بگير ، من كه پادشاه نيستم . من فقط پسر زنى از قريش هستم كه در مكه گوشت خشك شده مىخورد . ( 2 ) چون بيعت مردان به پايان رسيد ، زنان به آن حضرت روى آوردند . روشى كه پيامبر در بيعت با ايشان به كار گرفت آن بود كه ظرف آبى را در پيش روى خود قرار داد . چون ايشان اسلام آوردند دستش را در آب كرد و بيرون آورد ، آنگاه آنان دستهايشان را در آن فرو بردند . برخى گفته‌اند پيامبر پارچه‌اى بر روى دست خود قرار داد و زنان پس از اقرار به شهادتين دست خود را روى آن پارچه مىسودند . پيامبر با ايشان شرط مىكرد : « چيزى را با خدا انباز نگيرند ، دزدى و زنا نكنند ، فرزندان خود را نكشند ، به بهتان و افترا به شوهرانشان روى نياورند ، و در كارهاى نيكو شوهرانشان را نافرمانى نكنند » . از ابن عباس روايت شده كه منظور از بهتانى كه پيامبر ايشان را از آن نهى فرمود آن است كه زن از مردى به جز شوهر خود بچه‌دار مىشد و به شوهر خود مىگفت اين بچه از توست . ( 3 ) هند دختر عتبه در ميان زنانى بود كه با پيامبر بيعت كردند و پيامبر او را نمىشناخت . هنگامى كه پيامبر فرمود : با خدا شريك نگيريد ، گفت : به خدا تو از ما پيمانى مىگيرى كه از مردان نگرفته‌اى و ما آن را در اختيارت