هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

282

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

خونى كه به گردن كسى مانده يا ربائى كه در جاهليت داده شده همه زير اين دو پاى من است ، جز پرده‌دارى كعبه و آب دادن به حاجيان » . سپس رو به قريش كرده فرمود : « اى گروه قريش ، خداوند نازيدن جاهلى و باليدن به پدران را از ميان برداشت ، انسانها همه از آدم‌اند و آدم از خاك . » سپس گفتار خداى متعال را تلاوت فرمود : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » ( حجرات / 13 ) ( اى مردم ، شما را از مرد و زن آفريديم و شما را ملتها و قبيله‌هايى قرار داديم تا يكديگر را بازشناسيد . براستى كه گراميترين شما نزد خدا باپرواترين شماست ) . ( 1 ) آنگاه بار ديگر روى سخن را به مكيان نموده از ايشان پرسيد : مىانديشيد با شما چه مىكنم و چه گمانى دربارهء من داريد ؟ گفتند تو برادر و برادرزاده‌اى بزرگوارى ، اكنون نيرومندى و كار ما به دست توست . فرمود : « من به شما همان را مىگويم كه برادرم يوسف به برادرانش گفت : « امروز سرزنشى بر شما نيست خداوند شما را بيامرزد كه او مهربانترين مهربانان است . » برويد كه شما آزادشدگانيد » . مكيان پس از اين اعلان عمومى آرامش يافتند ، در حالى كه در مشت پيامبر و زير پاهاى او قرار داشتند و زندگى همهء ايشان در گرو يك كلمه بود كه خطاب به آن هزاران رزمندهء غرقه در سلاح بگويد . رزمندگانى كه مىتوانستند در چند لحظه همهء ايشان را از ميان بردارند . ولى او به عنوان رحمت بر جهانيان برانگيخته شده بود . از همهء ايشان درگذشت و با اين كار براى همهء جهان و نسلهاى همهء اعصار و زمانها نمونه‌اى مثل‌زدنى در رحمت و گذشت و چشم‌پوشى از كينه و انتقام گرديد . ( 2 ) آنگاه عثمان بن طلحه را فراخواند . پيامبر پيش از هجرت به مدينه روزى به او برخورده و كليد كعبه را در دست او ديد و به او فرمود : شايد تو روزى اين كليد را در دست من ببينى كه آن را در هر خانواده‌اى كه