هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
219
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
گشت . ( 1 ) در روايت ديگرى آمده است كه غطفان پس از آنكه براى يارى يهود خيبر حركت كردند ، از محلههاى خويش فريادى شنيدند و از ترس آنكه مبادا سپاه مسلمانان به منزلها و محلههاى آنان هجوم آورده باشند به محل خود بازگشتند . در هر حال يهوديان خيبر ، نيرومندترين طائفهء يهود در سرزمين حجاز و داراى بيشترين نفرات و امكانات و استوارترين دژها بودند . عرب و بويژه قريش با اشتياق و آرزومندى به نتايج اين جنگ چشم دوخته اميد داشتند در اين پيكار شكست از آن مسلمانان باشد ، و بر سر نتايج آن با يكديگر شرطبندى كردند . يهوديان در ميان خود به شور پرداختند و سرانجام بر پيكار همداستان شدند . زنان و كودكان و اموالشان را به قلعههاى وطيح و سلالم بردند ، ذخائر غذائى خود را در قلعهء ناعم قرار دادند و رزمندگانشان نيز در قلعهء نطاة گرد آمدند . درگيرى دو طرف در اطراف اين قلعه روى داد و پيكارى سخت كردند تا آنكه شمار بسيارى از مسلمانان مجروح گشتند . هر دو طرف دل به مرگ سپرده بودند ، مسلمانان يورش مىبردند و آنان با سختكوشى و ايستادگى بىمانندى دفاع مىكردند . به همين ترتيب نيمى از روز گذشت . در آن روز محمد بن مسلمه توسط سنگ آسيابى كه يكى از يهوديان از فراز قلعه بر سرش افكند كشته شد . ( 2 ) ابن هشام مىگويد : كارزار چندين روز ادامه داشت و هر روز سختتر مىگشت . هر روز پيامبر مردى از اصحابش را به فرماندهى برمىگزيد و وى ناكام از كنار قلعهها بازمىگشت . وى از ابن اسحاق به سندش از سلمة بن عمرو اكوع نقل مىكند كه گفت : پيامبر پرچم سفيد خود را به ابو بكر داد و او را بسوى يكى از دژها روانه كرد و او بىآنكه كارى از پيش برده باشد بازگشت . سپس روز بعد عمر بن خطاب را روانه نمود و بهرهء او نيز همچون دوستش بود . ( 3 ) در روايت طبرى از ابو بريدهء اسلمى آمده كه عمر بن خطاب به همراه پرچم روانه شد و مسلمانان نيز همراهش حركت كردند . چون با اهل خيبر