هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

218

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

ساختن نيرو پرداخت تا پيش از آنكه آنان به قبايل ديگر دشمن اسلام در درون و بيرون حجاز بپيوندند ، در قلعه‌ها و دژهايشان به آنان يورش برد . پيامبر پس از بازگشت از حديبيه ، آنگونه كه در ميان مورخان رواج دارد ، بيش از يك ماه در مدينه درنگ نكرد . اصحابش را از نظر خود آگاه ساخت و به آنان فرمان داد براى هجوم به خيبر در كوتاهترين زمان ممكن آماده شوند . و آنگونه كه در برخى از كتب سيره آمده است تأكيد نمود جز كسانى كه در حديبيه حضور داشته‌اند با او حركت نكنند ، مگر آنكه رزمندگانى سر بر فرمان باشند . ( 1 ) پيامبر به همراه هزار و ششصد تن از مسلمانان از مدينه حركت نمود . نميلة بن عبد الله ليثى را فرماندار مدينه قرار داد و پرچم را آنگونه كه در روايت ابن هشام آمده به على بن أبي طالب سپرد . پيامبر راه خود را به سوى خيبر ادامه داد و فاصلهء ميان آنجا و مدينه را در سه روز پيمود و به همراه اصحابش شبانه وارد بلنديهاى نزديك خيبر شد و در آنجا فرود آمد . پيامبر ( ص ) از خداوند درخواست يارى نمود تا او را پيروز و غنيمت يافته به مدينه بازگرداند . پگاه چون خيبريان طبق عادتشان براى رفتن به كشتزارها و كارهاى خويش بيرون آمدند ، ناگاه سپاه مسلمانان را بر دروازه‌هاى شهر خود يافتند . درحالىكه فرياد مىزدند محمد با يارانش آمده و شما را محاصره نموده به داخل قلعه‌ها بازگشتند و اهالى خيبر وحشتزده از خواب بيدار شدند . پيامبر تكبير گفت ، به ياران خود مژده داد و فرمود : خيبر ويران شد . هنگامى كه ما در سرزمين قومى فرود آييم پس واى بر بيم‌داده‌شدگان . ( 2 ) از برخى از كتابهاى سيره بدست مىآيد كه يهوديان در انتظار چنين يورشى بوده و با غطفان در اين زمينه رابطه برقرار كرده بودند ، و هنگامى كه با مسلمانان مواجه شدند بلافاصله با آنان تماس گرفته از آنان خواستند براى يارى رساندن شتاب كنند . برخى از مورخان مىگويند كه غطفانيان به يارى آنان برخاستند ولى سپاه مسلمانان مانع پيوستن ايشان به يهود خيبر