هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

217

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) فصل هجدهم غزوهء خيبر پيامبر پس از صلح حديبيه تا حدى از سوى قريش و اعرابى كه همچنان بر شرك باقى بودند آسوده خاطر شد ، و پس از آن مبلغان خود را بسوى فرمانروايان ايران و روم و عمان و يمامه و سرزمينهاى ديگر هم مرز حجاز متوجه نمود . ولى همچنان نگران يهوديانى كه هنوز در بيرون مدينه مىزيستند بود و از خيانت ايشان در امان نبود . يهوديان در دشمنى با اسلام از عرب و ديگران سرسخت‌تر بودند و از حكومتهاى هم مرز حجاز حمايتهائى مىديدند كه ايشان را تحريك مىنمود و به يارى آنان اميدوار مىساخت . همچنين خاطرهء برادرانشان بنى قريظه ، بنى نضير و بنى قينقاع را نيز به ياد مىآوردند كه پيامبر ايشان را از سرزمينشان راند و خونشان را ريخت . دشوار بود كه پيامبر به ايشان اطمينان كند و همانگونه كه با قريش راه آشتى پوئيده بود با ايشان نيز شيوهء مسالمت در پيش گيرد ، زيرا آنان را آزموده و دريافته بود كه نه به عهد پايبندند نه به پيمان . از اينرو به فراهم