هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

147

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

وى توجيه كند . ( 1 ) در تاريخ طبرى از برخى از راويان آمده كه داستان عايشه در عمرة القضاء پيش آمده است . اين خلاصهء داستان « افك » است كه راويان و نويسندگان سيرهء پيامبر بر محتواى آن همداستانند . داستان آنچنان كه عايشه مىگويد و راويان از وى حكايت مىكنند بگونه‌اى روشن نيست كه پژوهنده را وادارد بدون بررسى لا اقل گوشه‌هايى از آن ، از آن عبور كند و از عيبهايش چشم بپوشد . ( 2 ) در آغاز داستان آمده كه پيامبر ( ص ) هرگاه به جنگ يا لشكركشى مىرفت ميان زنانش قرعه مىانداخت و هر كس را كه قرعه‌اش بيرون مىآمد همراه خود مىبرد . اين بار قرعه بنام عايشه افتاد ، پس براى او كجاوه‌اى آماده ساخت كه وى را در آن مىبرد . و هرگاه پيامبر فرود مىآمد با عايشه در خيمه‌اى كه براى آن دو تهيه شده بود اقامت مىكردند . در حالى كه سيرهء پيامبر حكايت نكرده كه هيچ‌يك از مسلمانان همسر و يا زنى را در جنگها با خود به همراه مىبرده است . بعيد نيست حكايت تاريخ‌نگاران از همراه بودن زنان پيامبر با وى در جنگها و لشكركشيهاى آن حضرت ، از دروغهايى باشد كه به پيامبر بسته‌اند تا او را اين گونه توصيف كنند كه حتى در زمان جنگ كه سخت‌ترين و مشكلترين زمانهاست نيز خوشيها را رها نمىكرده و از زنان بىنياز نبوده است . در حالى كه آن حضرت مىدانست در جنگها و سفرهاى جنگيش با دشمنانى از بدترين بندگان خدا روبروست كه هر گونه آزار به وى و بستگانش را روا مىشمارند . ترديدى نيست كه وى هنگامى كه به يكى از غزوه‌هايش مىرفت ، همانگونه كه احتمال پيروزى مىداد احتمال شكست را نيز در نظر مىگرفت ، زيرا پيامبر در جنگ از امكانات عادى بهره مىبرد نه از وسائل غير عادى و معجزات . با توجه به اين نكات بعيد است آنگونه كه ادعا مىشود ، پيامبر با وجود احتمال شكست ، يكى از زنانش را با خود مىبرده است كه در اين صورت بدون ترديد طعمه‌اى براى دشمنان سرسخت