هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

123

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

رهائى از زندگى با وى براى آن حضرت آشكار مىساخت . ( 1 ) پيامبر او را از اين كار بازمىداشت و از زينب مىخواست كه از آزار وى دست بردارد و خوى جاهليت و روشهاى آن را كه اسلام ارجى براى آنها قائل نيست به فراموشى بسپارد . ولى دلها هر چند كه والائى و پاكيزگى پيدا كنند بازهم دشوار است كه به سرعت از آنچه از پدران و نياكان به ميراث برده‌اند رهائى يابند ، بويژه كه گاه كسانى از همگنان خود را مىديد كه توجه و شيفتگى نسبت به تبار و نسب را در جان وى بر مىانگيخت و خود را از اين گونه ازدواج برتر مىديد . گاه زندگانى آن دو با مشكلاتى مواجه مىشد . زيد در آن موارد به پيامبر رجوع نموده از زينب گله مىكرد و علاقهء خود را به جدائى از وى آشكار مىساخت ، تا آنكه زندگى بر آن دو سخت و دوزخ گونه شد و جدائى آخرين راه حل بود . « 1 » با اينكه طلاق موافق خواست زينب بود و او را از آن ازدواج ناخواسته رهائى داده بود ، ولى او را رنجيده خاطر و اندوهگين ساخت . از آنجا كه پيامبر ( ص ) سبب همهء اين رنجها بود خواست آن را جبران سازد و هيچ چيز جز آنكه پيامبر خود با او ازدواج كند و او را به همسران خويش بپيوندد ، آن تيرگى را از جان زينب نمىزدود و آن را جبران نمىكرد .

--> ( 1 ) - استاد جعفر سبحانى در فروغ ابديت ، در تحليل علت جدائى زيد از زينب چنين مىفرمايند : « احتمال دارد كه عامل طلاق خود زيد بوده باشد ، زيرا بيوگرافى وى گواهى مىدهد كه در او يك روح انزوا و دورى و خلق ناسازگارى بوده . زيرا به طور مكرر همسر انتخاب كرده و همه را ( جز آخرى كه تا روز كشته شدن زيد در يكى از جنگها در حبالهء عقد او بود ) طلاق داده و از آنها جدا شده است ، و اين طلاقهاى پياپى حاكى از يك روح ناسازگارى در زيد مىباشد . گواه ديگر بر اينكه زيد در اين حادثهء سهيم بوده همان خطاب تند پيامبر اكرم است . زيرا وقتى او آگاه شد كه پسر خواندهء او تصميم گرفته كه همسر خود را طلاق دهد سخت برآشفت و فرمود « همسر خود را نگه‌دار و از خشم خداوند بپرهيز » اگر تقصير همه جانبه متوجه همسر او بوده ، در چنين صورتى جدائى زيد بر خلاف تقوى و پرهيزكارى نمىبود . ( مترجم )