هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
124
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) پيامبر در اين زمينه مىانديشيد ، ولى مىترسيد مردم بگويند محمد با همسر پسر خود ازدواج نموده است . مردم آن روز پسرخواندگان را بمنزلهء فرزند در نظر مىگرفتند ، از اينرو خداوند بر او چنين نازل فرمود كه « خداوند آنچه را تو در دل پنهان مىدارى آشكار مىسازد » يعنى آنچه را تو پنهان مىكنى خداوند به انجام خواهد رساند و بر تو در آنچه خداوند روا شمرده حرجى نيست ، اگر چه نزد مردم مأنوس نباشد : « تو از مردم مىترسى درحالىكه خداوند سزاوارتر است كه از وى بترسى » يعنى براى تو شايسته نيست كه از ازدواج با وى بخاطر رعايت آنچه نزد مردم مأنوس است خوددارى كنى ، در جائى كه خشنودى خداوند در آن است . تو براى ديگران در ازدواج با همسران پسرخواندگانشان پيشوا خواهى بود : « تا آنكه بر مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخواندگانشان چنانچه از آنان كام برداشته باشند حرجى نباشد و فرمان خداوند شدنى است » سپس خداوند پسر بودن زيد را براى پيامبر ( ص ) با اين سخن نفى فرمود : « ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ » ( احزاب / 40 ) ( محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، ولى فرستادهء خداوند و پايان دهندهء پيامبران است . ) ( 2 ) پس در آيات قرآن كه به ازدواج پيامبر با زينب پرداختهاند چيزى از حكايات و روايات برخى از مفسران و سيرهنويسان يا آنچه خاورشناسان و مبشران مسيحيت و مبلغان صهيونيزم به گزافگوئى دربارهء آن مىپردازند وجود ندارد ، بلكه آيات و روايات صحيح نشان مىدهد كه طلاق دادن زينب توسط زيد ناشى از درگيرى ميان آن دو بوده كه به زمان ازدواج آنان مىرسيده است . ( 3 ) پيامبر بارها كوشيد كه زيد را آرام سازد و از تكبر و خودستائى زينب نسبت به او جلوگيرى كند ، ولى در اين كار موفق نشد و جدائى آخرين چارهء نجات زندگى آن دو از ناراحتى و سختى بود . هر آنچه دربارهء اين