هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

109

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) دومة الجندل در طبقات ابن سعد و برخى از كتابهاى سيرهء پيامبر آمده است كه آن حضرت شنيد در دومه ، نزديكى مرزهاى سوريه - كه آنچنان كه سيد محسن امين در جلد دوم اعيان الشيعة مىگويد امروز به جرف معروف است - ساكنان آن منطقه راه رهگذران را مىگيرند و براى يورش به مدينه آماده مىشوند ، پس مسلمانان را براى جنگ با آنان برانگيخت و به همراه هزار نفر از جنگجويان بسوى آنان روانه شد . وى شب‌ها راه مىسپرد و روزها پنهان مىشد . راهنمائى از بنى عذره بنام مدكور همراه آن حضرت بود . اين واقعه در اواخر ربيع الاول سال پنجم هجرى اتفاق افتاد . آنچنان كه ابن سعد مىگويد ميان مدينه و آن منطقه پانزده روز يا بيشتر فاصله بود . پيامبر چون به نزديكى آنان رسيد و چهارپايان و چوپانان ايشان را در آنجا يافت اموال را در اختيار گرفت و چوپانها را اسير نمود . ( 2 ) چون خبر رسيدن سپاه پيامبر به اهالى دومة الجندل رسيد پراكنده شدند و خانه‌ها و مراتع خود را رها كردند . پيامبر در آنجا فرود آمد و لشكريان خود را در آن منطقه پراكنده ساخت . آنان كسى را نيافتند . پيامبر تنها يكى از ايشان را اسير نمود و دربارهء اهل آنجا از وى پرسش فرمود . او پاسخ داد : همين‌كه از آمدن شما باخبر شدند پراكنده شدند . پيامبر به وى پيشنهاد اسلام نمود و چون اسلام آورد او را آزاد ساخت . پيامبر ( ص ) در اواخر ربيع الثانى به همراه غنائم بدست آمده به مدينه بازگشت و غنيمتها را ميان مسلمانان تقسيم نمود . ( 3 ) در بدايه و نهايه از محمد بن عمرو واقدى به سندش از اساتيدش آمده است كه رسول خدا خواست به سرزمين شام نزديك شود تا قيصر فرمانرواى آن روز آن سرزمينها را بترساند ، بويژه كه در آن وقت بخصوص پيامبر شنيد اهالى آن مناطق آهنگ يورش به مدينه كرده‌اند . در سيرهء ابن هشام آمده كه آن حضرت پيش از رسيدن به دومة الجندل به مدينه بازگشت .