مرتضى مطهرى
92
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دست راستىها با دست چپىها متفاوت بودند يعنى افكار دست راستىها افكار معتدلترى بود و افكار دستچپىها افكار تندترى . دست راستىها محافظه كارانه فكر مىكردند و دست چپىها انقلابى و تند . كمكم اين ، اصطلاح شد : دست راستىها و دست چپىها . بعد در غير شاگردهاى هگل هم در هر جامعهاى هر گروهى را كه نسبتاً محافظهكارانه فكر كند « دست راستى » گفتند و هر گروهى را كه انقلابى و تند فكر كند « دست چپى » . امروز به سرمايهدارها چون روش سياسىشان روش محافظهكارانه است مىگويند « دستراستىها » ، به كمونيستها كه روششان روش انقلابى است مىگويند « دست چپىها » . ولى عرض كرديم اصطلاح قرآن هزار و دويست سال قبل از اين پيدا شده . قرآن اصحاب اليمين را اهل سعادت مىداند و اصحاب الشمال را اهل شقاوت و گروه ديگرى را اختصاصاً ذكر مىكند كه آنها را « سابقون » ( پيشى گيرندگان ) مىنامد و آنها هم اهل سعادتند و مقامشان از اصحاب اليمين هم خيلى بالاتر است . در عين حال قرآن براى همهء اينها عظمت قائل است يعنى اگر سابقين بر اصحاب ميمنه تقدم دارند خيال نكنيد خود اصحاب الميمنه وضعشان وضع كوچكى است . اول به يك صورت تعظيم و تبجيل دارد : « فَاصْحابُ الْمَيْمَنَةِ » يك دسته اصحاب الميمنه هستند « ما اصْحابُ الْمَيْمَنَةِ » چى هست اصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ؟ يعنى چه مىدانى چى هست ؟ البته بعد خود قرآن مقدارى از سعادتهاى آنها را تشريح مىكند ولى مقدمتاً مىگويد اصْحابُ الْمَيْمَنَةِ و چيست اصحاب ميمنه وَ اصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما اصْحابُ الْمَشْئَمَةِ . گفتيم كه « ميمنه » به دو معنى است . يكى به معنى راست است در مقابل چپ . يكى هم به معناى همين ميمنتى كه امروز مىگوييم يعنى يمن و بركت و خير ، كه [ اصحاب ميمنه ] در واقع مىشود اصحاب خير و يمن ، و اصحاب مشئمه بر عكس ، يعنى اصحاب شُؤم ، اصحاب شئامت ، شومها . در واقع اين جور مىشود : اصحاب ميمنت : ميمونها ، باسعادتها ؛ اصحاب مشئمه : شومها ، بدبختها . « و اصحاب مشئمه و چيست اصحاب مشئمه ؟ » يعنى كار اينها هم خيلى بزرگ و عظيم است . دربارهء اين دو گروه فرمود : « اصحاب ميمنه ، چيست اصحاب ميمنه ؟ اصحاب مشئمه ، چيست اصحاب مشئمه ؟ » ؛ به « سابقون » كه مىرسد حتى كلمهء « چيست » را هم بر مىدارد : « وَالسّابِقونَ السّابِقونَ » اما پيشىگيرندگان همان پيشىگيرندگاناند ، يعنى كافى است كه ما دربارهشان بگوييم « پيشىگيرندگان » . اول اين سه دسته را ذكر [ مىكند و بعد