مرتضى مطهرى

93

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مطالبى ] « 1 » دربارهء نعيمهاى سابقين و نعيمهاى اهل ميمنت و عذابهاى اهل مشئمت - كه بعد هم از اهل مشئمه به « اصحاب الشمال » تعبير مىشود - بيان مىفرمايد . اينجا چون تقسيمِ سه گانه شده است نه دو گانه ، قهراً يك عنايتى در آن هست . اين سؤال مطرح است كه چرا قرآن تقسيم را دوگانه نكرد ؟ در بعضى جاهاى ديگر تقسيمْ دوگانه شده ، مسلّم اينجا هم اگر تقسيمْ دوگانه مىشد صحيح بود ولى چون سه‌گانه شده است معلوم مىشود يك عنايت خاصى به اينها هست . اگر تقسيمِ دوگانه مىشد اين بود كه مثلًا بفرمايد مردم دو دسته مىشوند : سعدا و اشقيا . مطلب درست هم بود ، هيچ ايرادى هم نداشت كما اينكه در آيات ديگرى در قرآن هست : « امَّا الَّذينَ سُعِدوا فَفِى الْجَنَّةِ » « 2 » ، « فَامَّا الَّذينَ شَقُوا فَفِى النّارِ » « 3 » . ولى قرآن خواسته است كه سعدا را هم يك تيپ معرفى نكند و به اصطلاح به يك چوب نراند و بيان كند كه سعدا هم در عين اينكه همه سعدا هستند ولى آنقدر ميانشان تفاوت هست كه اينها را ما بايد در دو گروه بشماريم ، كه گروهى را « سابقون » ناميده است و بعد هم مىفرمايد : « اولئِكَ الْمُقَرَّبونَ » اينها مقرّبان هستند ، و گروه ديگر را « اصحاب ميمنه » ناميده است كه در سورهء واقعه آيه‌اى نداريم كه كلمهء « ابرار » را بر آنها اطلاق كرده باشد ولى در جاى ديگر ما داريم كه به اينها كلمهء « ابرار » اطلاق شده است . اينها نيكانند و آنها مقرّبان ، و فرق است ميان نيكان و مقرّبان . اين جمله معروف است ، به حديث هم نسبت داده مىشود . الآن من قطعاً نمىدانم كه اين جمله حديث است يا كلام عرفاست كه مىگويند : « حَسَناتُ الْابْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبينَ » كارهاى نيك ابرار ، گناهان است براى مقرّبين ؛ يعنى درجهء آنها آنقدر بالا است كه كارهايى كه براى اينها حسنه و درجه است و اينها را بالا مىبرد براى آنها سيّئه است و آنها را پايين مىآورد . حسنات اينها در درجهء گناهانِ مقرّبين است . پس معلوم مىشود فاصلهء ميان سابقون و اصحاب ميمنه خيلى زياد است . « سابقين » چه كسانى هستند ؟ حال تعريف « سابقين » چيست ؟ اين سابقين ( پيشىگيرندگان ) را چگونه مىتوانيم

--> ( 1 ) . [ چند ثانيه‌اى از بيانات استاد شهيد روى نوار ضبط نشده است . ] ( 2 ) . هود / 108 . ( 3 ) . هود / 106 .