مرتضى مطهرى

51

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خلقت جن « وَ خَلَقَ الْجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ » قرآن موجود ديگرى را عرضه مىدارد به نام « جن » يا « جانّ » كه در ادبيات فارسى ما اين امر منشأ يك سلسله اشتباهات شده و آن اين است كه ما اغلب كلمهء « جن » را به « ديو » ترجمه مىكنيم و ديو در فارسى قديم و در فرهنگ خيلى قديم ايران معنا و مفهوم ديگرى داشته غير از مفهومى كه جن در قرآن دارد . مثل خود كلمهء « شيطان » است كه گاهى آن را به « اهريمن » ترجمه مىكنند ، در صورتى كه اين دو كلمه مساوى يكديگر نيستند . از قديم فكرى در دنيا بوده كه بيشتر هم در ايران قديم خود ما بوده است ؛ معتقد به ثنويت در خلقت بودند ، يعنى مخلوقات را تقسيم مىكردند به مخلوقات خوب و بايستنى يعنى مخلوقاتى كه بايست هم خلق مىشد ، و مخلوقات زشت و نبايستنى ، مخلوقاتى كه نبايد خلق مىشد . مىگفتند منشأ آن خيرها و خلق شدنىها يك مبدأ است كه او هدفش از خلقت ، خير بوده ، و آن نبايستنىها از كانون ديگرى پيدا شده كه هدف آن كانون خير رساندن نبوده ، شر رساندن بوده است . ( اين دو مبدأ را « سپنت مئنيو » و « انگرا مئنيو » مىناميدند ، از اسمهاى قديم ايران . ) آن گروهى را كه جنود آن مبدأ خير بودند اغلب « ايزِدان » ( ايزدها ) مىگفتند و آن گروهى را كه سپاهيان شر بودند « ديو » - و گاهى « دد » - مىگفتند . آن ديوها دست‌اندركار خلقت عالم بودند ، منتها خلقت آن چيزهايى كه نبايد خلق شوند . فرض كنيد فكر مىكردند مار و عقرب نبايد آفريده شوند ؛ آنها هستند كه آمده‌اند مار و عقرب را آفريده‌اند براى اينكه قصد سوء در كار عالم داشتند ؛ ولى آن ايزِدان قصد خير داشتند ، مثلًا باران خلق كردند ، نور آفريدند . به همين دليل ديو و ملَك در مقابل هم قرار مىگيرند . ملك يعنى موجوداتى كه در نظام خلقت قرار گرفته‌اند و مىخواهند كار خير انجام دهند ، و ديو يعنى موجوداتى كه در نظام خلقت قرار گرفته‌اند و مىخواهند كار شر انجام دهند . ولى در اسلام و قرآن چنين مطلبى مطرح نيست . از نظر اسلام و قرآن هرچه هست وجودش خير است ، يعنى هيچ چيزى در عالم نيست كه اصل خلقتش غلط بوده و نمىبايست آفريده شود ، و لهذا قرآن همه مأمورانى را كه در نظام خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند « ملَك » مىنامد ، ولى در مقابل به « جن » هم قائل است . جن در رديف ملائكه نيست ، در رديف انسان است ، يعنى در عالم جزء