مرتضى مطهرى

52

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مخلوقاتى است كه مكلف و موظف‌اند ، مثل انسان . منتها جن مخلوقى است كه درجه‌اش از انسان پايين‌تر است . گو اينكه از نظر بعضى از قدرتها بر انسان مىچربد و تواناييهايى دارد كه انسان ندارد ولى از نظر درجهء وجودى از انسان پست‌تر است ، و حتى آن كارهايى كه بعضى از افرادى كه سروكارشان با جن است - البته آنهايى كه راست مىگويند - انجام مىدهند ، اينها را اهل معنا نمىپسندند ، يعنى سروكار داشتن انسان با جن روح انسان را تعالى نمىدهد ؛ تنزل مىدهد و تعالى نمىدهد . حال به يك معناى ديگر كه اساساً آنها خود به خود مسخّر باشند آن مسألهء ديگرى است . اينجا از خلقت انسان و خلقت جن ياد شده . قرآن مىگويد ما انسان را از خاك ، گل ، اين جور چيزها آفريديم و جن را از شعله‌اى از آتش آفريديم : « وَ خَلَقَ الْجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ » جنس او آتشين است ؛ اين يك جنس است و او جنس ديگرى ؛ مبدأ مادىِ اين يك چيز است و مبدأ مادى او چيز ديگرى . شيطان هم راجع به آدمِ اول همين حرف را زد ، گفت : « خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ » « 1 » مرا از آتش آفريدى و او را از گِل . مىخواست بگويد آتش بر گل شرافت دارد ، اصل من بر اصل او شرافت دارد . « فَبِاىِّ الاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ » پس اصل خلقت شما هم روى حساب بوده ، به چه نعمت از نعمتهاى پروردگار تكذيب مىكنيد ؟ معنى مشرقَين و مغربَين « رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ ربُّ الْمَغْرِبَيْنِ . فَبِاىِّ الاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ » . در قرآن در بعضى جاها مشرق و مغرب ذكر شده « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » « 2 » ، در بعضى جاها « مشارق و مغارب » ذكر شده ، يعنى مشرقها و مغربها ، و در بعضى جاها « مشرقَين و مغربَين » ذكر شده ، دو مشرق و دو مغرب . اين امر قهراً سؤالى را برانگيخته كه آيا يك مشرق و مغرب است آن طور كه در بعضى از آيات تعبير اين جور است ؟ يا دو مشرق و دو مغرب است اين طور كه در آيهء سورهء الرحمن است ؟ يا نه ، مشرقها و مغربهاست آن طور كه در سورهء « الصّافّات » است ( رَبُّ الْمَشارِقِ ) « 3 » ؟ حال اگر بگوييم كه مشرقها و مغربها هست ، مقصود از « مشرقها و مغربها » چيست ؟

--> ( 1 ) . اعراف / 12 . ( 2 ) . بقره / 115 . ( 3 ) . الصّافّات / 5 .