مرتضى مطهرى
133
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دهان انسان كه روزه مىگيرد ، زبان انسان هم روزه بگيرد ، زبان هم در حال روزه امساك كند نه تنها از حرامهايى از قبيل غيبت و دروغ و امثال اينها ، بلكه امساك كند حتى از سخنان لغو و بيهوده و بىاثر و بىفايده ؛ چشم انسان هم امساك كند از نظر به حرام ؛ گوش انسان هم امساك كند از استماع امر حرام ؛ دست و پاى انسان هم امساك كند از انجام دادن يك عمل حرام . حال اگر كسى اين كارها را نكرد و زبان و چشم و گوش و دست و پايش صائم نبود ، آيا او روزه دارد يا روزه ندارد ؟ هم دارد و هم ندارد . روزه دارد ، آن درجهء پايينش را ، اولين درجهء روزه را ، روزهء عوام را ؛ روزه ندارد ، يك درجه از آن بالاتر را . مرتبهء ديگر روزه اين است كه انسان در حال روزه از پارهاى حلالها هم امساك كند . اين مىشود يك درجهء بالاتر و درجهء سوم . بالاترين و چهارمين درجهاش امساك از غيراللَّه است ، يعنى در حال روزه قلب انسان از غير خدا بهطور كلى خوددارى كرده باشد و جز خدا در قلب انسان چيزى نباشد . همهء اينها روزه است ، اما اينها مراتب و درجات يك حقيقت هستند . يا مثلًا طهارت هم همين طور است . يك درجهء نازل طهارت همين طهارت از حَدَث و طهارت از خَبَث است ، همين كه انسان مثلًا بدنش آلوده به اين نجاسات معهود نباشد و طهارت داشته باشد به معناى اينكه وضو يا غسل يا تيمم داشته باشد . ولى خود طهارت هم همينطور درجه به درجه دارد تا بالاترين درجات . اساساً راجع به خود تقوا قرآن مىفرمايد : « . . . اذا مَا اتَّقَوْا وَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ امَنوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ احْسَنوا » « 1 » . . . هنگامى كه تقوا پيدا كردند و ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند ، سپس تقوا پيدا كردند و ايمان آوردند ، سپس تقوا پيدا كردند و اهل احسان شدند . پس سخن از تقوا و ايمانى است و از تقوا و ايمانِ بعد از تقوا و ايمانى و باز از تقواى بعد از تقوا و ايمانى و از احسانى . اينها همه مراتب و درجات را مىفهماند . راجع به خود ايمان اين مطلب خيلى واضحتر و روشنتر است : « يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ امَنوا مِنْكُمْ وَالَّذينَ اوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ » « 2 » كه ايمان درجات و مراتب دارد . آن مرتبهء دانى ايمان كه اسمش « اسلام » است همان اقرار به زبان است . همينقدر كه به مرحلهء
--> ( 1 ) . مائده / 93 . ( 2 ) . مجادله / 11 .