مرتضى مطهرى
91
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
توجه داشت كه رب از مادهء رَبَبَ است نه از رَبَىَ ، و تربيتكننده كلمهاى است كه معادل مربى قرار مىگيرد و مربى از ماده رَبَىَ است . و گاهى آن را صاحباختيار ترجمه مىكنند چنانكه عبدالمطّلب گفت : « انَا رَبُّ الْابِلِ وَ لِلْبَيْتِ رَبٌّ » من صاحباختيار شتر هستم و خانه صاحباختيارى دارد . در هر حال هيچ كدام از اين كلمات به تنهايى رسانندهء معنى رب نيستند . گرچه هر دو صفت جدا جدا از اوصاف خداوند به شمار مىآيند ولى گويا در كلمهء « رب » ، هم مفهوم خداوندگارى و صاحباختيارى نهفته است و هم معناى تكميلكننده و پرورشدهنده . خداست كه هم صاحباختيار عالم است و هم كمالرسان همهء عالم است . البته خداوند عالم عوالمى خلق كرده است كه موجودات آن عوالم به دلايلى خاص ، هر كمالى كه مىتوانند داشته باشند از همان اول دارند . به عبارت ديگر هيچ گونه استعداد و قوّهاى در آنها وجود ندارد بلكه همه به فعليت رسيدهاند يعنى از اولى كه آفريده شدهاند با تمام كمال ممكنشان آفريده شدهاند و به تعبير ديگر « بدء » و « عود » شان يعنى آغاز و انجامشان يكى است . آنها از همان حيث كه مخلوق و مبدَع به ابداع الهى مىباشند مربوب او هستند . خداوند از همان حيث كه خالق و مبدِع آنهاست ربّ آنهاست . ولى عالمى كه ما در آن زندگى مىكنيم ، يعنى عالم دنيا يا عالم ماده ، عالم تدريج است و نظامش چنين است كه وجودها از نقص آغاز مىشوند و به سوى كمال سير مىكنند ، بدء و عودشان يكى نيست ، آغاز و انجامشان دوتاست . آنها از يك حيث مخلوق خداوندند و از حيث ديگر مربوب او . عالم طبيعت در عين اينكه خود در مجموع عالمى است غير از عوالم ديگر ، به اعتبار اينكه داراى انواع گوناگون است و هر نوع با نظام مخصوص زندگى مىكند و در حقيقت هر نوعى براى خود نيز عالمى دارد ، داراى عوالم متعدد است و همهء آنها همينطورند . عالم جماد ، عالم گياه ، عالم حيوان ، عالم انسان ، عالم افلاك ، همه از نقص به سوى كمال در حركتاند . هيچ كدامشان در آغاز آفرينش به صورت كامل آفريده نشدهاند . اين خداوند است كه موجودات همهء اين عوالم را به كمال نهايى مىرساند و ربّ العالمين است . از قرآن استفاده مىشود كه اصولًا اين جهان ، جهان پرورش است . انسان كه