مرتضى مطهرى

88

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به شناخت اللَّه منتهى مىشود . يكى از راههاى شناختن انسان همان شناختن احساسهاى خاص انسانى است كه يكى از آنها همين احساس سپاس است كه فرمانده آن وجدان است و به تعليم و تربيت‌هاى محيط مربوط نيست و از آداب و رسوم محلى به شمار نمىرود و اختصاص به اقليمى غير اقليمى ندارد . آداب و رسوم است كه با تغيير زمان و مكان دگرگون شده ، حتى گاهى عيناً متضاد مىشود ، مثل كلاه از سر برداشتن و گذاشتن كه هر دو علامت احترام است ولى هركدام در جامعه‌اى مرسوم است . در هيچ جامعه‌اى ديده نشده است كه پاداش نيكى را بدى بدهند و به اينكه اين جزء رسوم محلى است توجيه نمايند . حمد نه مدح خالص است و نه سپاسگزارى خالص ؛ پس چيست ؟ مىتوان گفت اگر هر دو را با هم تركيب كنيم حمد است ؛ يعنى مقامى كه هم لايق ستايش است به دليل عظمت و جلال و حسن و كمال و بهاء و زيبايى كه دارد ، و هم لايق سپاسگزارى است به دليل احسانها و نيكيها كه از ناحيهء او رسيده است ، آنجاست كه كلمهء « حمد » به كار مىرود . حمد مخصوص خداوند است بعيد نيست كه در معنى « حمد » مفهوم ديگرى نيز دخالت داشته باشد و آن مفهوم پرستش است . پس در مفهوم حمد سه عنصر در آنِ واحد دخيل است : ستايش ، سپاس ، پرستش . به عبارت ديگر : حمد ، ستايش سپاسگزارانهء پرستشانه است . شايد اينكه طبق اين آيه حمد مخصوص خداوند است و غير او محمودى نيست ، از اين جهت است كه در مفهوم حمد مفهوم پرستش هم هست . مفسرين در اين جهت اتفاق نظر دارند كه معنى آيه اين است كه تمام « حمد » ها از آنِ خداست . اگر در كلمهء « حمد » غير از سپاسگزارى مفهوم خضوع و فروتنى عابدانه نباشد و تنها معناى حمد سپاسگزارى باشد چرا نبايد انسان در مقابل وسائط انسانى كه خدا براى او قرار داده است سپاسگزارى كند ؟ مخلوقاتى كه خدا به وسيلهء آنها خيرى به انسان مىرساند نيز بايد سپاسگزار و قدردان آنان بود . تا آنجا كه گفته شده است : « مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمَخْلوقَ لَمْ يَشْكُرِ الْخالِقَ » هركس مخلوق را سپاسگزار نباشد خالق را سپاسگزار نبوده است . پدر ، مادر ، معلم و تمام آنها كه همواره وجود انسان مشمول خيرها و احسانهاى آنان بوده است همه را بايد شكرگزار بود ؛ هيچ گاه