مرتضى مطهرى

30

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كتاب مشتمل بر چه مطالبى است و چه هدفى را تعقيب مىكند ، راجع به جهان چه نظرى دارد ، نظرش دربارهء انسان چيست ؟ چه ديدى دربارهء جامعه دارد ؟ سبك ارائهء مطالب در آن و شيوهء برخورد آن با مسائل چگونه است ؟ آيا ديدى فيلسوفانه و يا به اصطلاح امروز عالمانه دارد ؟ آيا قضايا را از دريچهء چشم يك عارف نگاه مىكند و يا آنكه سبكش مخصوص به خود است ؟ و سؤال ديگرى كه آيا اين كتاب پيامى و رهنمودى براى بشريت دارد يا نه ؟ و اگر پاسخ مثبت است آن پيام چيست ؟ در واقع دستهء اول اين پرسشها مربوط مىشود به نگرش و ديد اين كتاب نسبت به جهان و انسان و حيات و مرگ و . . . يا به عبارت جامعتر مربوط مىشود به جهان‌بينى كتاب و به اصطلاح فلاسفهء خودمان حكمت نظرى آن ، و دستهء دوم سؤالها در خصوص اين است كه كتاب چه طرحى براى آيندهء انسان دارد ؟ انسان و جامعهء انسانى را بر اساس چه الگويى مىخواهد بسازد ، كه اين را ما به « پيام » كتاب تعبير مىكنيم . در هر حال اين نوع شناخت مربوط به محتواست و دربارهء هركتابى مىتوان از اين نظر بحث كرد ، خواه آن كتاب شفا ى بوعلى باشد و يا گلستان سعدى . ممكن است كتابى از « ديد » و « پيام » هردو خالى باشد و يا تنها ديد داشته باشد و نه پيام ، يا آنكه هردو را دارا باشد . در باب شناخت تحليلى قرآن بايد ببينيم قرآن مجموعاً مشتمل بر چه مسائلى است و آن مسائل را چگونه عرضه كرده است . استدلالات و احتجاجات قرآنى در زمينه‌هاى مختلف چگونه است ؟ آيا چون قرآن حافظ و حارس و نگهبان ايمان است و پيامش يك پيام ايمانى است ، به عقل به چشم يك رقيب نگاه مىكند و مىكوشد تا جلو تهاجم عقل را بگيرد و دست و پاى رقيب را ببندد و يا به عكس همواره به چشم يك حامى و يك مدافع به عقل نگاه مىكند و از نيروى آن استمداد مىكند ؟ اين سؤالات و صدها سؤال نظير آن كه ضمن شناخت تحليلى طرح مىگردد ما را با ماهيت قرآن آشنا مىسازد . 3 . شناخت ريشه‌اى در اين مرحله ، بعد از آنكه صحت استناد و انتساب يك كتاب به نويسنده‌اش محرز شد و بعد از اينكه محتواى كتاب به خوبى تحليل و بررسى شد ، بايد به تحقيق در اين مورد بپردازيم كه آيا مطالب و محتويات كتاب ، فكر بديع نويسندهء آن است يا