مرتضى مطهرى
27
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است ؛ و همچنين در مورد خيام و ديگران . اينجاست كه پاى نسخهها در ميان مىآيد ، آن هم قديمىترين و معتبرترين نسخهها . مىبينيم كه هيچ يك از اين كتابها از اين نوع شناخت بىنياز نيست . حافظى كه مرحوم قزوينى چاپ كرده و در آن معتبرترين نسخهها را ملاك قرار داده با حافظهاى معمولى كه در ايران يا بمبئى چاپ مىشد و در خانوادهها وجود داشت بسيار متفاوت است . حافظهايى كه سى چهل سال پيش چاپ كرده بودند در حدود دو برابر حافظهايى است كه امروز نسخهشناسها معتبر مىدانند ، در حالى كه ميان اشعارى كه نسخهشناسها آنها را به اصطلاح « منحول » « 1 » و مجعول مىدانند احياناً اشعارى يافت مىشود در سطح اشعار عالى حافظ . و يا وقتى به رباعيات منسوب به خيام نگاه مىكنيد شايد حدود دويست رباعى پيدا كنيد كه همه تقريباً در يك سطح قرار دارند و اگر اختلافى هست در همان حدودى است كه ميان اشعار همهء شاعران است حال آنكه هرچه از نظر تاريخى به عقب برويد و به عصر خيام نزديكتر شويد مىبينيد كه از اين تعداد آنچه قطعاً منسوب به اوست شايد كمتر از بيست رباعى باشد و باقى يا در صحت انتسابشان ترديد است و يا قطعاً به ديگران تعلق دارد . بنابراين اولين مرحله در شناخت يك كتاب اين است كه ببينيم آنچه در دست ماست از نظر اسناد به گوينده و آورندهاش چقدر اعتبار دارد ؟ آيا اسناد همهء آن درست است يا آنكه قسمتى درست است و قسمتى نادرست ؟ در اين صورت چه درصدى از مطالب را مىتوانيم از نظر انتساب تأييد كنيم ؟ بعلاوه به چه دليل مىتوانيم بعضى را قطعاً نفى و برخى را قطعاً اثبات و پارهاى را مشكوك تلقى كنيم ؟ اين نوع شناخت آن چيزى است كه قرآن از آن بىنياز است و از اين نظر كتاب منحصر به فرد جهان قديم محسوب مىشود . در ميان كتابهاى قديمى كتاب ديگرى نتوان يافت كه قرنها بر آن گذشته باشد و تا اين حد بلاشبهه باقى مانده باشد . مسائلى از اين قبيل كه فلان سوره مشكوك است ، فلان آيه در فلان نسخه هست و در فلان نسخه نيست ، در مورد قرآن اساساً مطرح نيست . قرآن بر نسخه و نسخهشناسى پيشى گرفت . جاى كوچكترين ترديدى نيست كه آورندهء همهء اين آيات موجود حضرت محمّد بن عبداللَّه است كه آنها را به عنوان معجزه و كلام الهى آورد و احدى
--> ( 1 ) . [ سخن يا شعر ديگرى كه به خود بربسته باشند . ]