مرتضى مطهرى

107

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انسان حقيقى نيست . انسانِ بريده از خدا و غافل از خدا انسان نيست . انسان انديشندهء الهى بريده از عمل نيز انسان حقيقى نيست ، انسان كاستىگرفته است . همين طور انسان انديشندهء خداشناس عملى بريده از جامعهء توحيدى نيز انسان ناقص است . پس در حقيقت معنى ايّاكَ نَعْبُدُ اين است : خدايا ما مردم جامعهء توحيدى در حركتى هماهنگ ، همه با هم به سوى تو و گوش به فرمان تو روانيم . ايّاكَ نَسْتَعينُ . تنها از تو كمك مىخواهيم ؛ از غير تو كمك نمىخواهيم و استعانت نمىجوييم . اين جمله ، مفيدِ توحيد در استعانت است . توحيد در استعانت ، يعنى تنها از او كمك خواستن و تنها از او استمداد كردن و تنها به او اعتماد كردن . ممكن است در اينجا سؤالى مطرح شود و مىتوان اين سؤال را به دو گونه مطرح كرد : يكى از نظر اصل استمداد و استعانت . از نظر علماى تعليم و تربيت و علماى اخلاق ، انسان بايد اعتماد به نفس داشته باشد . اعتماد به غير و استعانت و استمداد از غير ، انسان را موجودى اتّكالى و ضعيف مىسازد ؛ بر خلاف اعتماد به نفس كه قوا و نيروهاى انسان را بيدار و زنده مىكند . طبق اين اصل بايد به خود تكيه داشت نه به غير ، اعم از اينكه آن غير خدا باشد يا غير خدا . به همين دليل علماى امروز « توكل » را كه اعتماد به خداست و موجب سلب اعتماد از خود است نفى مىكنند و غير اخلاقى مىشمارند . ممكن است اين سؤال به صورت ديگرى مطرح شود و آن اينكه چرا نبايد از غير خدا استعانت و استمداد جست ؟ اينكه غير خدا را نبايد عبادت كرد منطقى است و اما اينكه از غير خدا نبايد استعانت و استمداد جست چه منطقى دارد ؟ خداوند ، عالم را عالم اسباب قرار داده و ما انسانها را به انسانهاى ديگر و به اشياء ديگر نيازمند ساخته است و ما ناچار براى رفع نيازهاى خود بايد از اشياء ديگر و از انسانهاى ديگر در زندگى كمك بگيريم و استمداد كنيم . در پاسخ اين سؤال بايد بگوييم كه مطلب چيز ديگرى است . اين طور نيست كه هرگونه كمك‌گيرى از غير و اعتماد به غير قبيح باشد ، بلكه خداوند اصولًا انسان را موجودى نيازمند به غير خلق كرده ؛ يعنى جامعهء انسانها اين طور است كه هركس به ديگرى محتاج است و اينكه مىبينيم در سفارشات اسلامى دائماً امر به تعاون