مرتضى مطهرى

106

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تسليم هستيم ، و جملهء نفيى يعنى در مقابل غير خدا هرگز تسليم نمىشويم . طبق اين بيان ، در اين جمله همان ايمان و كفرى كه از شعار توحيد استفاده مىشود گنجانده شده است . مسلمان كه مىگويد : لا الهَ الَّا اللَّهُ در آنِ واحد يك ايمان و يك كفر را ابراز مىدارد : ايمان به خداوند و كفر به غير خدا . در آية الكرسى مىخوانيم : لا اكْراهَ فِى الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّاغوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى « 1 » . اينك كه حقيقت آشكار شده هيچ گونه اجبار و اكراهى در كار نيست . آن كس كه مؤمن به اللَّه باشد ، در حالى كه در همان آن ، كافر به طاغوت ( آنچه كه مظهر طغيان است ) باشد رستگار گشته و عروة الوثقى يعنى دستگيرهء محكم را چنگ زده است . ايمان در اسلام بدون كفر ، عملى نيست ؛ بلكه همواره بايستى در كنار تسليم به خداوند ، انكار مظاهر طغيان قرار گيرد تا ايمان كامل گردد . ضمير جمع نكتهء جالبى كه در اينجا - كه مرحلهء توحيد عملى و مرحلهء « شدن » انسان است - وجود دارد اين است كه در كلمهء نَعْبُدُ ضمير جمع آورده شده و به صورت مفرد يعنى اعْبُدُ گفته نشده است . گفته نشده : « من تنها تو را مىپرستم » بلكه گفته شده « ما تنها تو را مىپرستيم » . آن نكته در اين مقام كه مقام ساخته شدن انسان است اين است كه انسان همانطور كه در پرتو شناخت خدا و توجه به او ساخته مىشود نه در صورت غفلت از او و بىخبرى از او ، همانطور كه در عمل و فعاليت ساخته مىشود نه با نظر و انديشهء محض ، همچنين انسان در ضمنِ عمل اجتماعى و همراه و هماهنگ با جامعهء توحيدى ساخته مىشود نه منفصل و جدا از قافلهء اهل توحيد . انسان موجودى است فكرى ، الهى ، عملى ، اجتماعى . انسانِ بدون انديشه و شناخت

--> ( 1 ) . بقره / 256 .