مرتضى مطهرى

105

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس ايّاكَ نَعْبُدُ يعنى خدايا تن به تعبيدها و تذليلها و اطاعتهاى اجبارى و بهره‌كشى و سلب حق اختيار و آزادى نمىدهيم . اينها نمونه‌هايى است كه در قرآن آمده است و مىتواند روشنگر معناى توحيد عملى باشد . توحيد عملى همان است كه در اصطلاح علماى اسلامى « توحيد در عبادت » مىگويند و مراد توحيد در عينيت خارجى است ، يعنى واقعيت وجود انسان هم يگانه شده باشد . خلاصه آنكه در اسلام كافى نيست كه مسلمان تنها در مرحلهء فكر و انديشه موحد باشد و خدا را در ذات و صفات و افعال به يگانگى بشناسد و بداند و درك كند ، كه اگر به او پيشنهاد كنند كه دربارهء خداشناسى بحث كند ، بتواند شش ماه در اطراف خدا سخن بگويد . اينچنين شخصى نيمى از توحيد را دارد ، و نيم ديگر آن است كه در عمل يگانه‌گرا باشد بلكه يگانه شده باشد . آن هنگام كه خدا را با تمام اوصاف شناخت و در اطاعت و تسليم نيز يگانه بود مىتوان گفت موحد است . همانطور كه قبلًا اشاره كرديم اينجاست كه به عظمت سورهء حمد پى مىبريم ؛ و راستى شگفت‌آور است كه چگونه شخصى كه هيچ گاه در عمرش درس نخوانده و با فيلسوفى برخورد نكرده و هيچ دانشمندى را ملاقات ننموده ، در اولين سورهء كتابش كلمات طورى تنظيم شده باشد كه تمام مكتبش را در يك قطعهء كوچك بگنجاند ، توحيد نظرى را در چند جملهء كوتاه و در كمال اوج و تعالى بيان كند و توحيد عملى را در يك جملهء كوتاه ايّاكَ نَعْبُدُ نشان دهد ! انحصار عبادت در جملهء ايّاكَ نَعْبُدُ از نظر دستور زبان عربى ايّاكَ مفعول نَعْبُدُ است و به حسب طبع اوّلى مىبايست پس از فعل بيايد و گفته شود : نَعْبُدُكَ ، و اگر اين طور بود معنايش اين بود : خدايا تو را پرستش مىكنيم . ولى علماى ادب مىگويند : « تقديمُ ما حقّه التأخير يُفيد الحصر » يعنى اگر يك كلمه را كه جايش مؤخر است مقدم بدارند علامت انحصار است . اختصاص به زبان عربى ندارد و در فارسى همچنين است . بنابراين معناى اين جمله مىشود : خدايا تنها تو را پرستش مىكنيم و رام و مطيع تو هستيم ، و مطيع هيچ كس و هيچ فرمانى كه ناشى از فرمان تو نباشد نيستيم . پس جملهء ايّاكَ نَعْبُدُ يك جمله است به جاى دو جمله : جملهء اثباتى يعنى در مقابل خدا