مرتضى مطهرى
544
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خودش از خصلتهاى انسانى چيزى سراغ داشته باشد دليل ندارد كه بگويد در هيچ كس ديگر وجود ندارد . وقتى كه مىبيند در خودش هيچ جنبهاى از خوبى وجود ندارد مىگويد پس در ديگران هم وجود ندارد . سؤال : اگر جامعهء بشرى در مسير خودش به تكامل مىرسد پس نياز به مهدى عليه السلام براى چيست ؟ جواب : اشتباهى است كه در جامعهء ما رخ داده و آن اين است كه اغلب تصور مىكنند كه ظهور حضرت حجّت صرفاً ماهيت انفجارى دارد . اين تصور بر اساس يك بدبينى خاص است ، يعنى آنها هم در ميان اخبار و روايات آن جنبههاى بدبينىاش را نگاه كرده و اينطور فكر كردهاند كه وقتى بشريت به آخرين حد ظلمت مىرسد كه از اهل حق و حقيقت هيچ خبر و اثرى نيست يك مرتبه منفجر مىشود و منجر به ظهور حضرت حجّت مىگردد . در حالى كه اينطور نيست ، بلكه ايشان آخرين حلقهء مبارزات انسان است و من شواهد اين مطلب را از آيات قرآن و روايات [ در كتاب قيام و انقلاب مهدى عليه السلام ] آوردهام . بنابراين ايشان نه به عنوان اينكه چون ديگر انسان كارى نمىكند ، به عنوان يك ما فوق انسان بهجاى او عمل مىكنند ، بلكه به عنوان كمك انسان اين كار را مىكنند . سؤال : شما گفتيد اينكه گفتهاند : علم مىتواند همهء دردهاى انسان را علاج كند ، در مورد آنچه مربوط به رابطهء انسان با طبيعت است درست است ولى در مورد آنچه كه مربوط به رابطهء انسان با انسان است صحيح نيست ؛ به نظر شما آيا مردم استعمارزده به آن حد از علم رسيدهاند و باز هم نمىتوانند خود را نجات دهند ؟ جواب : مقصود ايشان اين است كه گناه استعمارزده هم جهل اوست ، بنابراين علم مىتواند چاره بكند . من متوجه اين نكته بودم . اين مطلب نظر من را تأييد مىكند . بحث من دربارهء اين بود كه آيا علم ماهيت انسان را عوض مىكند يا نه ؟ معناى اينكه علم ماهيت انسان را عوض مىكند ، در اين مورد اين است كه علم ماهيت استعمارگر را عوض مىكند و مانع استعمارگرى او مىشود . معنى حرف شما اين است كه استعمارزده هم عالم نيست . او بايد عالم بشود و از علم به عنوان يك ابزار براى هدفهاى خودش استفاده بكند . استعمارگر هم چون عالم است از علم به