مرتضى مطهرى
545
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عنوان يك ابزار استفاده مىكند . من در اينكه از علم به عنوان يك ابزار مىشود استفاده كرد و استعمارزده هم اگر عالم بشود مىتواند از علم به عنوان يك ابزار استفاده بكند بحثى ندارم . بحث من اين بود كه علم ماهيت شخص عالم را عوض مىكند يا نه ؟ گفتيم نه . سؤال : در داستان هابيل و قابيل قرآن مىفرمايد : لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ تو اگر براى كشتن من دست دراز كنى ، من دستدرازى براى قتل تو نمىكنم . آيا معنايش اين است كه من از خود دفاع نمىكنم ؟ جواب : نه ، لذا اين تعبير را ندارد كه اگر تو بخواهى مرا بكشى من مانع قتل خودم نمىشوم . مىخواهد بگويد تو اگر تصميم به قتل من بگيرى من تصميم به قتل تو نمىگيرم . براى هردو ، بحث در قتل ابتدايى است نه در مسئلهء دفاع از خود ، و لذا تعبير قرآن اين است : تو اگر بخواهى قاتل باشى من هرگز قاتل تو نيستم . اين نظير حرفى است كه اميرالمؤمنين فرمود . وقتى كه اميرالمؤمنين به طور اشاره مىفرمود كه من قاتل خود را مىشناسم و مىبينم ، مىگفتند پس او را بكش ، مىفرمود اين كار قصاص قبل از جنايت است . اگر قبل از اينكه او مرا بكشد ، من او را بكشم ، من قاتل ابتدايى مىشوم . بعد از اينكه مرا كشت هم كه ديگر من نيستم . اينجا هم همينطور است و معنايش اين است كه تو اگر قاتل ابتدايى من باشى ، من قاتل ابتدايى تو نيستم . سؤال : اينكه در آيهء قرآن آمده است كه خداوند مىفرمايد : من در زمين جانشين مىآفرينم ، مقصود از جانشينى چيست ؟ جواب : در اينجا جانشين يعنى نماينده ، نمايشگر . اما نمايشگر يعنى چه ؟ يعنى من مىخواهم موجودى بيافرينم كه در اين موجود مىتوان صفات خدايى را مشاهده كرد . چون در استخلافها يعنى جانشين قراردادنها اين قاعده مسلّم است كه اگر انسانى داراى پُستى باشد و بخواهد براى خودش جانشين معين كند ، كسى را معين مىكند كه در صفات و خصلتها شبيه خودش باشد ، يعنى نمايشگر و نمايانگر او باشد « 1 » .
--> ( 1 ) . [ چند دقيقهء آخر نوار متأسفانه ضبط نشده است . ]