مرتضى مطهرى
503
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عقيدهء ارجاء بحث مىكردند . اين مىگفت اصول مرجئه صحيحتر است و او مىگفت اصول شيعى . مرجئى مىگفت عمل هيچ است ، اساس تنها ايمان است ؛ شيعى مىگفت عمل لازم است . در اين بين يكى از مطربها پيدا شد ( چون اغانى ذكر كرده ، روى آن قرينه مىگويم مطرب بوده ) . گفتند از همين مىپرسيم . البته اين هم يك آدم فهيمى بود نه اينكه آدم بىخبرى باشد . گفتند از اين مىپرسيم كه آيا حق با شيعه است يا با مرجئى ؟ گفتند : آقا ! عقيدهء تو چيست ؟ آيا حق با شيعه است يا با مرجئى ؟ حرف خوبى زد ، گفت : اعْلاىَ شيعِىٌّ وَ اسْفَلى مُرْجِئىٌّ . گفت : بالاتنهام شيعه است ولى پايينتنهام مرجئى ؛ يعنى در فكر و عقيده ، من شيعه هستم اما پايينتنهام مرجئى است يعنى در عمل مرجئم . مىخواست بگويد من عقيدهء شيعه را قبول دارم ، عقيدهء آنها درست است ولى من در عمل مرجئى هستم . حالا آيا نبايد قبول كرد كه ما الآن ملتى هستيم كه « اعْلانا مُرْجِئىٌّ و اسْفَلُنا مُرْجِئىٌّ » ؟ هم در فكر مرجئى هستيم ، هم در عمل ؟ اين يكى از آن مسائلى است كه بايد گفت فكر دينى در ما به صورت نيمه مرده يا بگوييم مرده درآمده است . البته با اين فكر مرجئى ديگر چه خواهد شد ؟ ! فكرى كه عمل را از كار بيندازد آنوقت دنيا مىماند ؟ آخرت مىماند ؟ عزت مىماند ؟ سعادت مىماند ؟ انْتُمُ الْاعْلَوْنَ « 1 » مىماند ؟ ابداً . فكر دينى ما بايد اصلاح بشود . تفكر ما دربارهء دين غلط است غلط . به جرئت مىگويم از چهارتا مسئلهء فروع ، آن هم در عبادات ، چندتايى هم از معاملات ، از اينها كه بگذريم ديگر فكر درستى ما دربارهء دين نداريم ؛ نه در اين منبرها و در اين خطابهها مىگوييم و نه در اين كتابها و روزنامهها و مقالهها مىنويسيم و نه فكر مىكنيم . ما قبل از اينكه بخواهيم دربارهء ديگران فكر كنيم كه آنها مسلمان شوند ، بايد دربارهء خود فكر كنيم . چراغى كه به خانه رواست به مسجد حرام است . نمىخواهم تخطئه بكنم كه چرا مبلّغ به خارج فرستادند . البته كار صحيحى است ، بسيار كار خوبى است . شايد در آنجا مسلمان واقعى درست بشود و بعد نمونه شوند براى ما . ولى آنچه كه واجبتر است توجه و تنبّه است به اينكه ما مسلمانهايى هستيم كه فكرمان دربارهء اسلام غلط است . سياست حاكم بر جهان - يا بر نيمى از
--> ( 1 ) . آلعمران / 139 : [ شما برتريد . ]