مرتضى مطهرى

504

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جهان - مىخواهد كه اسلام نه بميرد و نه زنده بماند ، به حالت نيم مرده و نيم زنده بماند . دنيا به دو بلوك به اصطلاح قسمت شده است : شرق و غرب . اين دو بلوك در دو مسئله ، در دو چيز با هم اتفاق دارند : يكى مسئلهء آلمان و يكى مسئلهء اسلام . اما آلمان ، هر دو بلوك در عين اينكه به ظاهر رويش بحث مىكنند ، باطناً توافق دارند به اينكه اين ملت نبايد زنده بشود ، نبايد جلويش را باز گذاشت . راجع به اسلام هم عيناً همين طور ، منتهاى امر فرق اين است كه بلوك شرق فكر مىكند به اينكه ريشهء اسلام را از بيخ بكَند ، بلوك غرب فكرش اين است كه اسلام را به حال نيم زنده و نيم مرده نگه دارد ، يعنى همين كه هست ، اين وضعى كه الآن هست حفظ بكند ؛ نه بگذارد از بين برود ، نه بگذارد درست زنده بشود . درست مثل همان چيزى است كه در كتابهاى حشره‌شناسى و در روان‌شناسى ، آنجا كه در غرايز بحث مىكنند راجع به يك حشره‌اى مىگويند از زنبور كوچكتر است و از مگس بزرگتر ، غريزهء عجيبى دارد ، كه ماديين در توجيه اين قضيه گير كرده‌اند كه چه جور توجيه بكنند . مىگويند اين حيوان موقع تخمگذارىاش كه مىشود يكى از كرمها را پيدا مىكند ، مىرود روى پشت آن كرم ، يك نقطهء مخصوص ، يك عصب خيلى خيلى باريك مخصوص هست ، آن عصب را پيدا مىكند ، روى آن عصب نيش مىزند ولى نيش كه مىزند نه آن جور نيش مىزند كه بميرد . اگر بخواهد بزند بميرد ، مىميرد . آهسته نيش مىزند ، اينقدر نيش مىزند كه اين عصب كِرِخ و آن حيوان بىحس بشود و بيفتد سر جايش ، ولى نمىگذارد بميرد . بعد روى پشت اين حيوان همان جا تخم مىگذارد . عجب اين است كه بعد از تخم گذاردن خودش ، پيش از آنكه بچه‌هايش از تخم بيرون آيند مىميرد . لهذا هرگز نسل گذشته و نسل آينده يكديگر را نمىبينند . بعد بچه‌هاى او بزرگ مىشوند يعنى از تخم درمىآيند . وقتى كه مىخواهند تغذّى بكنند از همان گوشت اين كرم تغذّى مىكنند . همان را مىخورند تا تمام شود و بعد خودشان راه مىافتند و مىروند . حالا چرا اين حيوان اين كرم را اينقدر نيش نمىزند كه بميرد ؟ چون اگر بميرد مىگندد و زود از بين مىرود . چرا نيش مىزند ؟ براى اينكه بىحس بشود و حركت نداشته باشد . اگر حركت داشته باشد ، اين نمىتواند روى او تخم بگذارد و بعد بچه‌هايش بيايند از گوشت او ارتزاق بكنند و بخورند و زندگى كنند . به اين حالت نيم مرده و نيم زنده اين را نگه مىدارد به قسمى كه نه بميرد و نه آنقدر زنده باشد كه حركت داشته