مرتضى مطهرى
456
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و از نظر اقتصادى بايد كوشش كنيم مال و ثروت را از طريق مشروع در اختيار خودمان بگيريم تا بتوانيم از اين قدرت مادى و اقتصادى استفاده كنيم . وقتى كه دانستيد اسلام طرفدار اين دو قدرت است ، قدرت اخلاقى و قدرت اقتصادى ، مىبينيد ما زاهدهايى هستيم كه در هر دو ناحيه طرفدار ضعف هستيم و ضعف داريم . زاهدهاى ما ، هم ضعف اخلاقى دارند و هم ضعف اقتصادى ما زاهدى هستيم كه هميشه از قدرت اقتصادى ، از ثروت دورى گزيدهايم ، يعنى ضعف را انتخاب كردهايم . مردمى كه پول و ثروت نداشته باشند ، مسلّم است كارى را كه از اقتصاد ساخته است نمىتوانند انجام بدهند و بايد دست دريوزگى پيش ديگران دراز كنند . از ناحيهء روحى هم اتفاقاً ضعيف هستيم . چون وقتى ما خودمان را به اين ترتيب تربيت كرديم كه به وسيلهء دور نگه داشتن خود از مال دنيا به خيال خودمان زاهد شديم ، يك روز كه دنيا به همان زاهدها روى مىآورد مىبينيم اختيار از كفَش بيرون رفت . مىبينيم نه از ناحيهء روحى قوى هستيم نه از ناحيهء اقتصادى . پس زهد در اسلام قوّت و قدرت روحى است . با اين قوّت و قدرت روحى ، مال و ثروت دنيا كه قدرت ديگرى است نه تنها به شما صدمه نمىزند بلكه در خدمت شما قرار مىگيرد . عدهاى كه آمده بودند و به امام صادق عليه السلام اعتراض مىكردند ، فلسفهء زهد را نفهميده بودند ، شنيده بودند علىّ بن ابىطالب عليه السلام در زمان خودش زاهد بوده و خيال مىكردند كه على عليه السلام طرفدار اين بوده كه انسان بايد در همهء شرايط با لباس مندرس زندگى كند و نان جو بخورد ، اما اين نان جو خوردن فلسفهاش چيست ، نفهميده بودند . امام صادق عليه السلام بود كه براى اينها تشريح مىكرد تا فلسفهاش را بفهمند . على عليه السلام چرا زاهد بود ؟ براى اينكه مىخواست انسان باشد . على عليه السلام زاهدى نبود كه يك گوشه افتاده باشد و اسم انزوا را زهد بگذارد . على عليه السلام و كارهاى توليدى على عليه السلام مردى بود كه بيش از هركسى وارد اجتماع مىشد و فعاليت اجتماعى و توليد ثروت مىكرد ، ولى ثروت در كفَش قرار نمىگرفت ، ثروت را اندوخته و ذخيره